پرفسور علی یخکشی
در ادوار تاریخ مسوولان کشوری به منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست
بر حسب شرایط؛ مختلف مینگریستند. در کتاب اوستای زرتشت حفاظت از منابع طبیعی تجدید
پذیر ( آب ،خاک ، هوا و جنگل) بسیار مهم و از وظایف دینی بوده است. در اوستا حفاظت
از حیوانات نیز توصیه شده و اگر کسی حیوانی را آزار بدهد یا به آنها آب و غذا ندهد
میتوانست تا به صد ضربه شلاق محکوم شود. اهورا مزدا مردمی را خوشبخت می دانست که
محیط زیست را سالم نگه دارند، مناطق لم یزرع را به مناطق کشاورزی تبدیل کنند و
درختان مثمر بکارند. ما ایرانیان با روز درختکاری از همان زمان آشنا شدیم. به
تبعیت از رهبر دینی، رهبران سیاسی وقت هم به این امر توجه خاصی مینمودند. کوروش و
داریوش پادشاهان هخامنشی خود نیز در روز درختکاری درخت میکاشتند و به فرمانداران
خود در ولایات دستور میدادند تا در این زمینه اقداماتی بعمل بیاورند. خشایار شاه
پادشاه هخامنشی اولین منطقه حفاظت شده جهان را در آسیای صغیر بوجود آورد و حفاظت
از آن را بدست گارد سلطنتی خود سپرد.
هرودود مورخ یونانی، در کتاب خود که در هنگام لشگر کشی اسکندر مقدونی
به ایران به رشته تحریر در آمد، می نویسد ایرانیان سعی زیادی بر آن دارند تا آب ،
خاک و هوا را آلوده نسازند.
گابریل و بوبک، دو پژوهشگر اتریشی در کتب خود نوشتند که ایرانیان
قدیم برای جنگل و درخت احترام خاصی قائل بودند. به عقیده آنان، ایرانیان فکر می
کردند که روح افراد خوب،پس از مرگ به درون درختان هلول مینماید تا زندگی جاودانه
یابد و در جایی دیگر مینویسند احترام خاص ایرانیان به جنگل و درخت بخاطر آن بوده
است چون زندگی خود را در زندگی یک درخت منعکس می دیدند، زیراکه بذر درخت به زمین
می افتد، در دل خاک جای می گیرد و بدین صورت نطفه بسته میشود و آنگاه از دل خاک
نونهالی همانند نوزاد انسانی بیرون می آیدو در زیر سایه درختان مادری و پدری رشد و
نمو می کند و در مقابل سرما و گرما حفاظت می شود تا روزی که جوانی برومند و تنومند
گردد آنوقت او هم مانند پدران و مادران خود به زندگی مسقلی ادامه میدهد، تا
زمانیکه پیر و فرتوت شده و جسم آن همانند انسان در خاک فرو رود.
از دوره ساسانیان هم آشنا هستیم که روز درختکاری رواج داشت و
پادشاهان ساسانی هم در آن روز درخت غرص می کردند. داستان انوشیراون ساسانی و مرد
پیر را خیلی از ما می دانیم. انوشیروان مرد مسنی را می بیند که نهال گردو می کاشت
و از او می پرسد آیا فکر میکنی آنقدر زنده می مانی که بخواهی از محصول این درخت
استفاده کنی؟ مرد مسن پاسخ داد:خیر دیگران کاشتند ما خوردیم و ما میکاریم تا
دیگران از آن بهره مند شوند. این همان اصل توسعه پایدار هست که امروزه سازمان ملل
به نام خود ثبت نموده و رعایت آنرا به همه مردم و مسوولان کشورهای جهان توصیه
مینماید.
دین مبین اسلام هم به حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست و حمایت از
حیوانات توجه ویژه ای دارد. از پیامبر اسلام حدیثی هست که می فرماید شکستن شاخه
درختان همانند شکستن بال فرشتگان هست. و یا در جای دیگر می فرمایند: اگر روزی که
صحرای محشر برپا میشود و در آن روز نهالی در دست داشته باشم ابتدا آنرا می کارم و
سپس حاضر می شوم. امام علی امام اول شیعیان، می فرمایند که از شتران باردار کار
نکشید. آب را ما شیعیان مهریه حضرت فاطمه زهرا می دانیم که نباید آنرا آلوده
سازیم. امام هشتم امام رضا را ضامن آهو بعنوان حافظ حیوانات می شناسیم و در قرآن
هم سوره های فراوانی هست که نام آنها برگرفته از طبیعت ویا حیوانات می باشد. در
رابطه با توسعه پایدار خداوند در قرآن می فرمایند: ای بشر، زمین را به امانت به
دست تو می سپارم تا از نعمات آن بهره مند گردی مبادا تخریبش کنی و در پایان به
همان صورت که از من تحویل گرفتی آنرا به من برگردانی.
در اروپا تا قرون وسطی به جنگل، خرابه می گفتند که محل زندگی اجنه و
ارواح خبیثه هست. بسیاری از دولت مردان و حتی رهبران دینی، مردم را توصیه میکردند
که جنگل را به زمین کشاورزی تبدیل کنند. معتقد بودند که تبدیل جنگل به اراضی
کشاورزی اجر دنیوی و اخروی دارد. بهمین دلیل در قرون وسط بیش از سی میلیون هکتار
از جنگلهای آلمان به اراضی کشاورزی تبدیل شد. در دوران اشرافیتی اروپا جنگل
شکارگاه سلاطین و اشراف بود و بهمین دلیل در پی آن برخواستن تا از تخریب بیشتر
جلوگیری بعمل آورند. با ایجاد صنایع، جنگل محل پرورش دام گردید تا از پشم آن در
ریسندگی و بافندگی استفاده شود و به همین دلیل هم ارزش مضاعف پیدا نمود. با ازدیاد
جمعیت و توسعه صنعت کشتی سازی بخصوص در هلند، اروپای جنوبی و انگلستان؛ ارزش جنگل
از لحاظ تولید چوب اهمیت خاصی پیدا کرد.
با تخریب بیش از حد جنگلهای اروپا و تغییرات آب و هوایی، بسیاری از
دانشمندان در رابطه با تغییرات آب و هوایی و جاری شدن سیل اعلام خطر نموده و از
سیاستمداران کشوری خواستار آن شدند تا از تخریب جنگل جلوگیری شود، ولی تا آن موقع
هیچکدام از رهبران سیاسی و رهبران دینی، به اهمیت حفاظت از منابع طبیعی تجدید پذیر
و محیط زیست توجه نمی نمودند. برای اولین بار در قرن نوزدهم، آقای فون هاگن
آلمانی، اصل توسعه پایدار را که آن زمان اصل مستمر نامیده
میشد به صورت زیر تعریف نمود:
" از جنگل باید حداکثر آنقدر برداشت نماییم که سالانه می روید و
آنرا حداقل به آن صورتی که از گذشتگان دریافت کرده ایم ،آنرا تحویل آیندگان بدهیم".
این جملات به عنوان کلمات طلایی فون هاگن معروف شده است.
قوانین تصویب شده در اروپا بیشتر جنبه منع و تنبیهی دارد و برخلاف
ایران قدیم و دین اسلام، حالت توصیه ای و تشویقی درآن دیده نمی شود. در ایران با
تشکیل دایره جنگلبانی در وزارت فلاحت و فواید عامه که بوسیله فون هاگن
آلمانی(فرزند فون هاگن معروف) و شریکر تاسیس شد، بیشتر فعالیتها در حفظ منابع
طبیعی تجدید پذیر بسوی تدوین قوانین بازدارنده و مجازاتی بوده و گارد جنگل هم برای
اجرای این قوانین بوجود آمد. در سال 1342 که جنگل ها و مراتع کشور ملی اعلام
گردیدند، در اهداف قوانین تغییراتی بوجود نیامد و به دیگر امور مهم در امر حفاظت
همانند فرهنگسازی و مشارکت مردم، توجهی نشد. تا این ایام مالکینی که مالکیت خود را
بر جنگل در اداره ثبت و اسناد به ثبت رسانیده بودند از کلمه مرتع مشجر به جای جنگل
استفاده نموده بودند و این امر نشان از آن دارد که در ایران جنگل تا آن زمان
بعنوان چراگاه دام و از منابع چوبی آن برای سوخت و ساخت و ساز استفاده میگردید. در
سال 1353 کتابی تحت عنوان " ارزش اقتصادی و اجتماعی جنگل" را در سلسه انتشارات
دانشگاه تهران بچاپ رساندم و برای اولین بار درایران به دیگر ارزشهای جنگل بخصوص
در زمینه حفاظتی، زیست محیطی، فرهنگی و اجتماعی به تفصیل پرداختم.
در هنگام تحصیل در اروپا، با این جمله از ویل هرن، پادشاه آلمان
برخورد نمودم که گفته بود: " از بس به درخت و جنگل فکر کردیم، مردم لابلای
درختان را از یاد بردیم." این حرف بسیار پرمعنی از نظر جامعه شناسی و
روانشانسی روستایی (جنگل معمولا در مناطق برون شهری و مناطق روستایی قرار دارد) در
من اثری عمیق گذاشت و در تمام ایام تحصیل در مقاطع لیسانس، فوق لیسانس، دکترا و
فوق دکترا فکر مرا بخود معطوف نموده بود بطوریکه در آغاز کار در سال 1347 در ایران
تصمیم گرفتم تا پروژه تحقیقاتی تحت عنوان بررسی مسایل اجتماعی و اقتصادی مردم
جنگل نشین و اثرات آن بر روی جنگل را به مرحله اجرا در آورم. حاصل این کار چند
ساله در سال 1351 در سلسله انتشارات دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران به چاپ
رسید. در آن پروژه با نگاهی دیگر به امر حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست نگریستم
و حاصل نوشته بیش از صد صفحه کار تحقیقاتی را می توانم در جملات زیر خلاصه نمایم
که در پایان آن کار تحقیقاتی آورده شده بود:
" با داشتن بهترین تشکیلات در سازمان های جنگل و حفاظت محیط
زیست، بهترین قوانین، بیشترین اعتبارات و مجربترین کارشناسان نمی توانیم منابع
طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست کشور را به نحو احسنت اداره کنیم و بر مبنای اصل
توسعه پایدار، حفاظت و بهره بردای نماییم و سطح آنرا توسعه دهیم، جز تا زمانیکه
فرهنگ زیست محیطی را در کل جامعه به حد کافی اشاعه ندهیم و با فقر مادی و فرهنگی
مردم و بخصوص روستاییان مبارزه نکنیم." پس از گذشت چهل سال از چاپ آن نوشته، متاسفم که امروز هم باید همان
جملات را تکرار نمایم زیراکه کارنامه سبزی از منابع طبیعی تجدپذیر و محیط زیست
کشور در جلوی خود نداریم. امروز می توانم به جملات فوق مطلب زیر را اضافه نمایم:
" استفاده ننمودن از متخصصان باتجربه و مدیران قدر و نیز مشارکت
ندادن مردم در امر حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست از دیگر مشکلاتی است که باعث
آن می شود منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست ما، روز به روز در شرایط بدتری قرار
بگیرد. پروژه بین المللی مدیریت تلفیقی جهت حفظ جنگلهای خزری با مشارکت مردم که
بوسیله نویسنده بین سالهای 80 تا 85 درمنطقه یخکش مازندران به مرحله اجرادرآمد،
نشان میدهد که به کمک اشاعه فرهنگ زیست محیطی، مشارکت دادن مردم در امر حفاظت و
نگهداری از منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست و اجرای طرح های جامع ( نه فقط طرح
جنگلداری) با همکاری بین سازمانی؛ می توان سریعتر به هدف رسید و محیط زیست را
مطمئنتر و حتی ارزانتر حفاظت نمود. با آنکه از نظر حفاظت از منابع طبیعی و محیط
زیست یک قدمت تاریخی سه هزار ساله داریم، ولی متاسفانه امروز جزء ده کشور اول جهان
هستیم که محیط زیست را آلوده می سازد، با آنکه جزء ده کشور پرجمعیت و اقتصاد قوی
جهان نیستیم.
امید است در دولت جدید با فقر زدایی
مادی بطور جدی مبارزه شود و ارگانهای زیر ربط همانند سازمان حفاظت محیط زیست،
سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری، وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش، وزارت ارشاد،
صاحبان رسانه های دسته جمعی و سازمانهای غیر دولتی دست به دست هم داده و در سطح
وسیع به اشاعه فرهنگ زیست محیطی با مشارکت مردم پرداخته و آنرا از وظایف ملی و
شرعی خود محسوب بدارد.