گفت و گو با هادی کیادلیری، رییس انجمن جنگلبانی ایران: جنگل کارگاره چوب بری نیست...
نسیم محمدی
چندی پیش عدهای از نمایندگان مجلس طرحی با عنوان «حفظ و صیانت از جنگلها» پیشنهاد و هدف آن را حفاظت، جلوگیری از تخریب جنگل و قاچاق چوب مطرح کردند. در این طرح پیشبینی شده که هیچ درختی تا ۵ سال آینده از جنگلهای کشور قطع نشود. اما به تازگی این طرح توسط کمیسیون کشاورزی مجلس رد و این موضوع با واکنشهای مختلفی روبهرو شد. اغلب کارشناسان منابع طبیعی رد چنین طرحی را تهدید جنگلهای کشور میدانند. بر اساس تصویربرداریهای هوایی مساحت جنگلهای شمال ایران طی ۶۰ سال گذشته به کمتر از نصف رسیده است و سالانه یک تا دو درصد از مساحت خود را از دست میدهند. در این باره با دکتر هادی کیادلیری رییس انجمن جنگلبانی ایران و رییس دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه آزاد گفتوگو کردیم که از افراد پیشتاز در بحث تشکیل وزارت منابع طبیعی و موافق ایده ممنوعیت بهرهبرداری به شکل چوب از جنگلهای شمال، البته نه از راهحلی نظیر طرح ارایه شده از سوی سازمان محیطزیست و به صورت «انقلابی» و بدون در نظر گرفتن تبعات اجتماعی آن است.
شما جزو موافقان سرسخت ممنوعیت بهرهبرداری از جنگلهای شمال به شمار میآیید. چرا؟
مخالفت ما با بهرهبرداری به شکل چوب از جنگل است، حال آنکه طرحهای جنگلداری به معنای تولید چوب نیستند بلکه به معنای پرورش جنگل هستند. در حال حاضر بهرهبرداری بر اساس کتابچههای طرح تولید چوب، چگونگی و میزان برداشت تعریف شدهاند. در این کتابچهها اهداف یگانهای تعریف شده، در حالیکه طرحها باید بر اساس ظرفیت اکولوژیکی تنظیم شود. در این کتابچهها حیاتوحش، تنوع زیستی، ظرفیت ذخیره آب، ترسیب کربن، تولید اکسیژن و … هرگز مورد توجه قرار نمیگیرند.
مخالفان میگویند، در صورت تصویب این طرح، معیشت بسیاری از شرکتها و مردم مجاور این جنگلها دچار بحران خواهد شد، این نکته چقدر در طرح مذکور مورد توجه قرار گرفته است؟
من با قطع یکباره بهرهبرداری مخالفم، این طرح باید تدریجی و به مرور زمان اجرا شود تا در طول دورهای که ما کاهش بهرهبرداری را اعمال میکنیم، زمان لازم برای شرکتهای بهرهبردار برای تغییر اساسنامهشان به وجود آید. اگر در یک پروسه ده ساله، هرسال ۱۰ درصد از حجم بهرهبرداری کاهش یابد، خودبهخود بعد از پایان ده سال، بهرهبرداری نخواهیم داشت. طبق برآورد ما هزینهای که دولت باید در قبال این کاهش حجم بهرهبرداری پرداخت کند حتی به اندازه بودجه یک تیم فوتبال متوسط هم نیست. در مورد کمبود چوب مصرفی هم ۱۰۰ هزار مترمکعب چیزی نیست که دولت قادر به وارد کردن آن نباشد. البته زراعت چوب هم مسالهای است که با فکر و برنامهریزی صحیح قابل مدیریت است. گیر کار اینجاست که هیچیک از شرکتهای بهرهبردار و شرکتهای وابسته به صنایع چوبی، تمایلی برای پذیرفتن این ریسک ندارند و همه این هزینهها خودبهخود به سازمان جنگلها تحمیل میشود. نکته دیگری که وجود دارد این است که زراعت چوب باید با برنامهریزی مدیریت شود. بهعنوان مثال هیچ کشاورزی حاضر به رها کردن کشاورزی با سوددهی کوتاهمدت و تبدیل آن به زراعت چوب بهعنوان یک برنامه بلندمدت نیست.
رد شدن طرح ممنوعیت بهرهبرداری در مجلس، چه مشکلاتی در آینده به وجود خواهد آورد؟
البته طرحی که در مجلس با آن مخالفت شد، توسط سازمان محیطزیست ارایه شده بود. در این طرح مقرر بود بهرهبرداری تا ۵ سال کاملا ممنوع شود که یک باید قبول کرد طرح غیر کارشناسی و غیرحرفهای است. این حرکت یک حرکت کاملا انقلابی است که حتی میتواند موجب تشدید بحران باشد. سوال اینجاست که اصلا بعد ۵ سال چه اتفاقی قرار است بیافتد؟ با مشکلات و تبعات اجتماعی که به وجود میآید چه باید کرد؟ اگر این طرح تصویب میشد قطعا نتیجه آن شکست بود، دیگر حتی طرح کاهش تدریجی برداشت هم قابل اجرا نبود. هم اکنون در شهرستان تالش هر چه بیشتر به سمت بندر آستارا برویم، میبینیم که دیگر جنگلی باقی نمانده است، اینها مناطقی است که هرگز در آنها طرح نداشتهایم، اما به دلیل عدم وجود تعریف کاربری درخور، فشارهای وارد شده موجب از بین رفتن جنگل شده است. هر تصمیم فوری که در این مورد اتخاذ شود میتواند موجب دامن زدن تبعات اجتماعی شود.
وضعیت جنگلهای شمال در حال حاضر با توجه به حساسیتهایی که اشاره کردید، چگونه است؟
تاسف بار! این چیزی نیست که در کوتاهمدت از بین رفته و در کوتاهمدت هم قابل مدیریت و جبران باشد. با ۵ سال تعطیلی برداشت چیزی تغییر نخواهد کرد. در تمام این سالها، ما به شکننده شدن طبیعت دامن زدهایم، تنوع زیستی نابود شده است، اینها همگی چیزهایی است که باید روی سالمسازی آنها کار شود.
تاثیر گرمایش جهانی بر تشدید این بحران تا چه اندازه بوده است؟
قطعا تاثیر زیادی داشته است، زمانی که جنگلها توسط عوامل انسانی از پیچیدگی و آمیختگی خارج میشوند، اثرات شرایط سخت محیطی بیشتر خواهد شد. هرچه پیچیدگی اکوسیستمها بیشتر باشد، اثر حفاظتی و حمایتی روی خودشان در مقابل عوامل خارجی بیشتر است. بنابراین با دخالت ما معادلات به هم میخورد و خودبهخود در چنین شرایطی، واژه سیستم در کلمه اکوسیستم تعریف خود را از دست خواهد داد و اثر تغییر اقلیم بیشتر و بیشتر خواهد شد. در این مورد باید تمهیداتی صورت گیرد که موجب افزایش مقاومت توده شود. اکوسیستمها شدیدا مستعد آسیب شدهاند. اگر دقت کنید خواهید دید درختان شهری همیشه آفتزده هستند چراکه در محیط تنک قرار گرفتهاند. هشدار میدهم که بحث تغییر اقلیم، یک مبحث کاملا جدی است و باید در تمام برنامهها لحاظ شود. ما باید ارجحیت اکولوژیکی را در نظر بگیریم.
بعضی از مقامات تصمیمگیر و اجرایی در استانهای شمالی نظیر استاندار گیلان همواره به بحث توسعه اقتصادی استان تاکید دارند که بعضی فعالان محیطزیست دراینباره ابراز نگرانی کردهاند که مسایل زیستمحیطی در تصمیمگیریهای توسعه محور نادیده گرفته شود:
حفظ محیطزیست در واقع پایه و اساس توسعه است و اقتصاد و محیطزیست روی هم سوار میشوند. هیچ کشوری با نابودی منابع طبیعی و محیطزیست به توسعه نرسیده است. کسانی که انسان را محور توسعه قرار میدهند باید بدانند در چرخه حیات، انسانها بعد از گیاهان قرار میگیرند. چراکه ما از نظر اکولوژیکی به گیاهانی وابستهایم که منشا حیات هستند. کل اختلافات ما پیرامون مساله سرمایه طبیعی میچرخد که شامل دو بخش است، منابع طبیعی و خدمات طبیعی. تولید اکسیژن، ذخیره آب و … جزو خدمات طبیعی هستند. در واقع ما روی نحوه استفاده از خدمات طبیعی بحث میکنیم که منجر به نابودی منابع طبیعی و نهایتا سرمایه طبیعی خواهد شد. تبعات از بین رفتن جنگلها کاملا قابل مشاهده هستند، گرد غبارهای ایجاد شده که نتیجه آن را در فلات مرکزی مشاهده میکنیم، بحران آب که میرود تا قسمت زیادی از ایران را خالی از سکنه کند، افزایش دورههای خشکسالی و … همگی چیزهایی است که با ادامه توسعه نابخردانه تشدید خواهد شد. چه لزومی دارد که ما در بهترین مناطق جنگلی خود سد بسازیم، ساختن این سدها در آینده بحران را تشدید خواهد کرد و نه تنها مساله کمآبی در کشور حل نخواهد شد بلکه به این مساله دامن میزند. از بین رفتن جنگلها و عقبنشینی آبهای شیرین زیرزمینی، نهایتا منجر به شور شدن زمینهای کشاورزی در استانهای شمالی خواهد شد. توسعه باید خردمندانه و بر اساس توان مناطق اتفاق بیافتد. باید همینجا صراحتا بگویم که سدهایی مانند شفارود در تالش، سد خشکبیجار و پلرود تنها باعث از بین رفتن جنگلها و افزایش فشارها خواهد شد که امیدوارم مسوولین در این موارد تجدیدنظر و بازنگری کنند.
نویسنده وبلاگ کارشناس ارشد رشته مهندسی منابع طبیعی _ جنگلداری ، عضو باشگاه پژوهشگران جوان ، بیشتر فعالیتم در زمینه اکولوژی جنگل و جنگل شناسی می باشد.