شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۴

حفظ و حمایت از جنگل ها ...

 

این گزارش که در روز شنبه شانزدهم آبان 1394 خورشیدی به قلم محمد   داود بیگی انتشار یافته، می افزاید: دولت با تصویب این مصوبه در 16 دی ماه 1392،   اصلاح ساختارهای مدیریتی در جنگل های شمال ایران و توجه به مقوله حفاظت از آن را   در دستور کار سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری به عنوان مسئول حفاظت از جنگل   ها قرار داد، اما بدنه کارشناسی کشور بر سر اجرای بندهای این مصوبه اختلاف نظر   دارند.
  برخی کارشناسان بر این باورند که با قطع بهره برداری از جنگل ها، مدیریت این   اکوسیستم طبیعی نیز به دلیل گره خوردن اجرای طرح های جنگلداری به درآمد حاصل از   فروش چوب، دچار اختلال خواهد شد. اما گروهی دیگر تاکید می کنند که جنگل های شمال   ایران، تاب تحمل فشار مضاعف بهره برداری را ندارند و طرح های بی قاعده توسعه ای   و گردشگری و فشار مردم محلی، اکوسیستم های جنگلی شمال را رو نابودی سوق می دهد.
  دکتر هادی کیا دلیری ـ رئیس انجمن جنگلبانی ایران در گفتگو با گزارشگر روزنامه   اطلاعات اظهار می دارد: مساله جنگل زدایی در جهان امری رد شده است و این نظریه   که جنگل ها باید تراشیده و به جای آن ها، جنگل های مفید کاشته شود، از سوی هر کس   مطرح شده باشد، نادرست است.
  دکتر دلیری اضافه می کند: درختکاری را نباید با جنگل اشتباه گرفت. جنگل یک   اکوسیستم بسیار پیچیده است که در طول زمان به تنوع رسیده و عنصر اصلی این   اکوسیستم نیز درختان است. حال اگر این مجموع پیچیده را از میان ببریم و فقط روی   درختان آن تمرکز کنیم، چنین مجموعه ای جنگل نخواهد شد و پایداری خود را از دست   خواهد داد.
  وی پیچیدگی جنگل های طبیعی و بکر را عامل پایداری آنها می داند و می گوید: اجزای   هر سیستمی به صورت هدفمند در آن جای می گیرند و اگر یک جزء سیستم را کم کنیم،   کارکرد آن مجموعه مختل می شود. جنگل هم اکوسیستمی است که اگر سایر اجزای آن را   در نظر نگریم و فقط به درختان آن بیاندیشیم، فاجعه ای در ساختار آن رخ می دهد.
  **جنگل و کاهش پایداری
  رئیس انجمن جنگلبانی تاکید می کند: شروع بیابانزایی از قطع بی مورد یک درخت آغاز   می شود. وقتی یک اکوسیستم پیچیده را از وضعیت آن خارج می کنید، بردباری آن را در برابر شرایط سخت اکوسیستمی کاهش می دهید. درختان وقتی در کنار هم قرار می گیرند،   اثرات حمایتی و حفاظتی بر روی یکدیگر دارند، بنابراین عناصر جنگل می توانند در   طولانی مدت در مقابل تغییر شرایط محیطی و اقلیم نامساعد دوام بیاورند. اما هر چه   توده های جنگلی تنگ تر و دخالت در آن ها بیشتر شود، پیچیدگی این توده ها کاهش می   یابد و محیط شکننده تر و آسیب پذیرتر می شود.
  کیا دلیری می افزاید: در باغ های میوه و جنگل های زاگرس به دلیل تنک بودن،   همواره شاهد وجود آفات و بیماری های گیاهی هستیم. درختان شهری هم همیشه آفت   دارند. در جنگل های تنک شده زاگرس، تغییر اقلیم، خشکی سراسری بلوط ها را به   همراه داشته است. در حالی که اگر ساختار پیچیده این جنگل ها حفظ شده بود، امکان   نداشت با تغییر اقلیم، دچار آسیب های جدی شود.
  **پیچیدگی مدیریت جنگل ها
  رئیس انجمن جنگلبانی با اشاره به اینکه در شیوه های جدید جنگلداری باید بر روی   پرورش جنگل ها کار کنیم، بیان می کند: شیوه های جدید مدیریت جنگل ها بسیار   پیچیده است و همه عناصر این اکوسیستم اعم از میکرو ارگانیزم ها، رده های سنی   درختان و جمعیت حیات وحش، باید رصد شود و مورد توجه قرار گیرد.
  وی بر خلاف گروهی از کارشناسان که معتقدند شیوه تک گزینی یعنی به روزترین شیوه   مدیریت جنگل ها در شمال ایران در حال اجرا شدن است، می گوید: آنچه در شمال ایران   رخ می دهد، روش تک گزینی نیست. زیرا بهره برداران با اهداف اقتصادی به توده های   جنگلی وارد می شوند.
  در شیوه تک گزینی باید زادآوری در تمامی سطح جنگل پراکنده باشد. بنابراین بهره   برداران برای دستیابی به این هدف باید به کل جنگل توجه کنند. اما در حال حاضر   مجریان طرح ها برای اینکه فعالیت هایشان اقتصادی تر باشد، برداشت از جنگل ها را   به شکل متمرکز انجام می دهند. یعنی میزان چوبی که در 10 سال باید به طور تک   گزینی از کل سطح سری (قطعه محدود شده ای از جنگل است که مناسب برای عملیات بهره   برداری و اداره جنگل تعریف می شود)برداشت شود، همه را متمرکز و در یک سال برداشت   می کنند که این رفتار، اجرای شیوه تک گزینی نیست.
  کیادلیری می افزاید: اگر شیوه یا روشی را درست انجام نمی دهیم یا به اجبار مسایل   اقتصادی، تغییراتی در اجرا ایجاد می کنیم، نباید بگوییم که شیوه تک گزینی را در   جنگل ها پیاده کرده ایم.
  ‏ ‏وی با اشاره به اینکه شیوه های پرورشی در جنگل های شمال کشور حد واسط روش تک   گزینی و پناهی است، تصریح می کند: در برش های تک گزینی، نوردهی مطرح نیست و   پرورش توده های جنگلی هدف اصلی است. اما بررسی های ما نشان می دهد هنوز بهره   برداران با هدف نوردهی ، اقدام به گزینش و قطع درختان می کنند. زیرا درختان قطع   شده به صورت خوشه ای در اطراف حفره های زادآوری که هدف اصلی اجرای برش های   تدریجی-پناهی (روش های قدیمی تر) بود، انجام شده است. دلیل این قطع خوشه ای هم   تامین نور برای نهال های موجود در حفره زادآوری است. در واقع جنگلداران ما برش   نوردهی انجام می‎دهند در حالی که در جنگلداری نزدیک   به طبیعت، مرکز ثقل و تفکر مدیریت مبتنی بر زادآوری نیست. در شیوه های جدید   اعتقاد بر این است که زادآوری به خودی خود در جنگل مستقر شود.
  **انتقاد از مصوبه دولت
  بر اساس ماده 6 برنامه بهینه سازی، پایش، حفظ، بهره برداری ومدیریت جنگل های   شمال کشور، برداشت از جنگل های فقط محدود به درختان باد افتاده، شکسته و در   چارچوب عملیات پرورشی امکان پذیر است، کهرئیس انجمن جنگلبانی ایران این ماده را   دارای اشکالات کارشناسی می داند.
  وی در این باره می گوید: ماده 6 بر اساس تفکر قبلی شکل گرفته است. در شیوه تک   گزینی، برش های بهداشتی در جنگل انجام می شود. در طبیعت معمولا سطوح مختلف   بهداشت و سلامت تعریف می شود و گاهی بهداشت یک درخت ملاک تصمیم گیری است. اما در   برخی موارد شرایط توده های جنگلی و وضعیت آن مشخص می کند که یک درخت آفت زده است   یا خیر؟
  کیادلیری ادامه می دهد: یک خشکه دار (درختان ایستاده، اما خشک داخل جنگل) به صورت   انفرادی یک درخت آفت زده است اما بر اساس وظیفه ای که در توده دارد، درخت بیمار   به حساب نمی آید، زیراحضور آن ضامن سلامت توده جنگلی است. وجود درختان خشکه دار به عنوان پناهگاه حیات وحش، برای اکوسیستم های جنگلی ضروری است و زیستگاه موجودات مفید محسوب می شود.
  وی ادامه می دهد: هر سری جنگلی به قطعات کوچک تر مدیریتی تقسیم می ‏‎شود که به آن 'پارسل' می گویند. دخالت‎ ‎ها در جنگل، داخل پارسل ها انجام   می شود و در تمامی مناطق جنگلی برای اینکه درستی اقدامات انجام شده در آن سنجیده   شود، چند 'پارسل' به عنوان شاهد نگه داشته می شوند تا معیاری برای اندازه گیری و   تعیین انحرافات باشد. اگر 5 تا 10 درصد درختان قطعات شاهد خشکه دار باشند، در   جنگلی که تحت مدیریت است، باید به همین تعداد خشکه دار داشته باشیم. ضمن آنکه   الگوی طبیعی جنگل ها نیز از طریق پارسل های شاهد، قابل سنجش و رصد کردن است.
  **شیوه های نامتناسب آماربرداری
  رئیس انجمن جنگلبانی ایران بر این باور است که شیوه آماربرداری در طرح های   جنگلداری، متناسب با شیوه تک گزینی نیست و برای دستیابی به اهداف جنگلداری نزدیک   به طبیعت طراحی نشده است.‏
  ‏ به گفته وی، برای اجرای شیوه تک گزینی نیاز به آماربرداری 100 درصد داریم و   چون آماربرداری 100 درصد در جنگل های ایران امکان پذیر نیست، باید سیستم آماری   به گونه ای تعریف شود که با یک خطای قابل قبول، شرایط جنگل قابل بررسی کردن   باشد.
  وی می افزاید: در حال حاضر شبکه آماربرداری در جنگل های شمال ایران 150 در 200   ایجاد می شود. یعنی در هر 3 هکتار جنگل یک پلات (قطعه نمونه) جا می گیرد که قادر   نیست وضعیت جنگل را به طور دقیق به کارشناسان نشان دهد. از آنجا که یک پارسل 40   هکتار وسعت دارد در هر پارسل حدود 15 قطعه نمونه جا می گیرد و با این تعداد قطعه   های نمونه، نمی توان موجودی جنگل را به درستی برآورد کرد که در نتیجه اجرای شیوه   تک گزینی هم با مشکل مواجه خواهد شد.
  کیادلیری در پاسخ به این سوال که آماربرداری های غلط، زمینه اجرای نادرست شیوه   تک گزینی را فراهم نمی کند، می گوید: در حال حاضر عملکرد طرح های جنگلداری در   شمال کشور سبب شده است جنگل ها همگن شود و تنوع آن ها کاهش یابد. این مسئله از   روی مطالعه ای که در جنگل انجام داده ام قابل اثبات است. در یک طرح تحقیقاتی   تصمیم گرفتیم با یک خطای برابر تعداد قطعات نمونه در پارسل شاهد و مدیریت شده را   تعیین کنیم. در پارسل شاهد با 105 پلات و در مناطق مدیریت شده با 50 پلات به دقت   مورد نظر رسیدیم، یعنی در جاهایی از جنگل که دخالت کرده ایم، تنوع درختان، کاهش   یافته است.
  وی در اثبات سخنان خود ادامه می دهد: قطع درختان قطور در جنگل ها منوط به وجود   این درختان در قطعات نمونه است. اما در شرایطی که هیچ درخت قطوری در قطعات نمونه   نداریم، بهره برداران برای کسب سود بیشتر، به صورت انتخابی درختان قطور جنگل ها   را برداشت می کنند. در حالی که برای حفظ ساختار جنگل ها و داشتن تمامی طبقات   قطری باید قطع درختان قطور مطابق آنچه سیستم آماربرداری دیکته می کند، انجام نگیرد.‏
  **بهره برداری پایدار از جنگل ها
  رئیس انجمن جنگلبانی ایران اضافه می کند: این شیوه برخورد سبب شده است جنگل های   کشور جوان شوند و موجودی آنها کاهش یابد. از سوی دیگر وجود گونه های سایه پسند   در توده های جنگلی به تعویق افتد. و به عبارت دیگر ایجاد حالت کلیماکس (اوج   پایداری جنگل) با تاخیر مواجه شود.
  وی ادامه می دهد: جنگل در حالت کلیماکس بیشترین پایداری را در شرایط محیط دارد.   اما بر اساس مطالعه ای که انجام داده ام، در جنگل های مدیریت شده رسیدن به حالت   کلیماکس 30 تا 40 سال به تعویق افتاده است که پایداری جنگل ها را با مشکل مواجه   می کند.
  کیادلیری، ارزیابی وضعیت جنگل با استفاده از یک شاخص را بزرگترین اشتباه رخ داده   در کشور می داند و می گوید: بزرگترین اشتباه ما، پایش جنگل ها با بررسی وضعیت   چوب و رویش آن ها بود. درحالی که برای مدیریت پایدار جنگل، 7 معیار اصلی و 73   شاخص تعریف شده است.
  رئیس انجمن جنگلبانی تاکید می کند: برای حفظ پایداری جنگل ها باید در بلند مدت،   یعنی یک دوره 4 یا 5 ساله با فراهم کردن زیرساخت های لازم، امکان اندازه گیری   تمامی معیارها و شاخص های لازم برای دستیابی به اهداف بهره برداری پایدار از   جنگل ها، فراهم شود.
  **کوچ پرندگان با جوان شدن جنگل ها
  کیادلیری با اشاره به اینکه درختان کهنسال پناهگاه حیات وحش هستند، حذف آن ها را   عاملی برای از میان بردن زیستگاه پرندگان اعلام می کند و ادامه می دهد: یک درخت   'راش' کهنسال، محل زندگی 40 گونه جانوری است که با مهاجرت این گونه ها، حیات   جنگل ها با مخاطره روبرو می شود.
  رئیس انجمن جنگلبانی، پرندگان را عاملی برای پیشگیری از طغیان آفات و امراض   معرفی می کند و می گوید: پرنده ای به نام چرخ ریسک در جنگل های شمال زندگی می   کند که اگر در هر هکتار فقط
  2 قطعه از آن وجود داشته باشد، هیچ گاه آفت پروانه های زمستان گذران، طغیان نمی   کند. اما حذف این پرنده از جنگل های شمال سبب شد با طغیان آفتی که این پرنده از   آن تغذیه می کرد 100 میلیارد تومان خسارت به جنگل های شمال وارد شود. که   متاسفانه هیچ کس هم متوجه این خسارات نشد.
  به گفته وی، در کشورهای اروپایی به دلیل نبود درختان کهنسال، برای لانه گزینی   پرندگان، لانه های مصنوعی برای آنها طراحی می شود تا زمینه حذف آفات از محیط به   صورت طبیعی فراهم شود.
  به اعتقاد کیادلیری، مهاجرت پرندگان صرفاً ضرر حذف درختان کهنسال نیست، بلکه یکی   دیگر از مضرات جوان شدن توده های جنگلی، حذف زادآوری طبیعی آن ها در جنگل ها   است.
  **مرگ درختان در جنگل های شمال
  رئیس انجمن جنگلبانی ایران نسبت به شرایط بحرانی جنگل های شمال ایران هشدار می   دهد و می گوید: جنگل های شمال در حال نابود شدن و مرگ و میر دسته جمعی درختان در   این منطقه، در حال رخ دادن است که با استمرار این وضع، متاسفانه جنگل های شمال   هم به سرنوشت جنگل های زاگرس دچار می شود. گونه هایی مثل شمشاد و شاه بلوط در   جنگل های شمال به صورت گروهی در حال خشک شدن است و بیابان زایی هم در اطراف   درختان هیرکانی، به این جنگل ها فشار می آورد.
  وی اضافه می کند: متاسفانه بیشتر کشورهای جهان سوم برای حل مشکلاتشان معمولاً   زمانی وارد عمل می شوند که کار از کار گذشته است، و این در حالی است که اگر از   جنگل ها حفاظت کنیم، هزینه های کمتری به کشور تحمیل می شود. در حال حاضر در شمال   ایران فرصت حفاظت داریم و اگر دیر بجنبیم، این منطقه هم به سرنوشت جنگل های   زاگرس دچار خواهد شد.
  کیادلیری تاکید می کند: اگر امروز 100 تا 200 میلیارد تومان کاهش درآمد از محل   برداشت چوب را جبران نکنیم، در آینده برای اصلاح جنگل ها به هزاران هزار میلیارد   تومان اعتبار نیاز داریم که قطعا قادر به تامین آن نخواهیم بود.
  وی ادامه می دهد: کشورهای توسعه یافته همیشه به جای توجه به اثرات کوتاه مدت،   تاثیر اقدامات را در بلند مدت مورد توجه قرار می دهند. در جنگل ‏‎های شمال هم باید به اثرات بلند مدت اقدامات خود توجه کنیم. دولت   باید درک کند که جنگل حکم مسجد و مدرسه را دارد. دولت بدون توقع درآمدزایی در   این اماکن هزینه می کند، زیرا می داند که مسجد و مدرسه آینده علمی و اخلاقی   جامعه را تضمین می کنند و در آینده میلیاردها تومان به جامعه منفعت می رسانند که   جنگل هم همین شرایط را دارد.
  رییس انجمن جنگلبانی اضافه می کند: توجه به مسایل اقتصادی در کوتاه مدت شاید سود   سرشار اقتصادی را نصیب دولت کند، اما عدم توجه به مسایل اکولوژیکی در بلند مدت،   فاجعه اقتصادی به بار خواهد آورد. نمونه بارز عدم توجه به مسایل اکولوژیکی،   وضعیت امروز دریاچه ارومیه و جنگل های زاگرس است که دولت ناگزیر است با پرداخت   هزینه های سنگین این خسارات را جبران کند. متاسفانه ما قبل از اینکه جنگل هایمان   را بشناسیم، آن ها از دست می دهیم!‏
  **ضرورت حل مشکل قرنطینه
  رئیس انجمن جنگلبانی در پاسخ به نگرانی برخی کارشناسان ـ که توقف بهره برداری از   جنگل ها را عاملی برای از دست رفتن اشتغال می دانند ـ بیان می کند: صنایع چوب   کشور به 2 دسته بالادستی و پایین دستی تقسیم می شوند. حذف بهره برداری برای این   صنایع مشکلی ایجاد نمی کند، زیرا مجوز آنها بر مبنای واردات چوب صادر شده است.
  وی اضافه می کند: اشتغال یک گروه 3 تا 4 هزار نفره به صورت مستقیم با بهره   برداری از جنگل ها در ارتباط است، بنابراین اگر امروز بهره برداری از جنگل ها   متوقف شود، دولت باید مشکلات اقتصادی- اجتماعی بهره برداران از جنگل ها را رفع   کند. اما اقدامات دیرهنگام سبب می شود در کمتر از 10 سال آینده دولت ناگزیر به   حل مشکلات و پیامدهای حذف جنگل ها برای یک جمعیت 70 میلیون نفری ایارنی باشد!‏
  کیادلیری ادامه می دهد: در حال حاضر در بهترین شرایط 700 هزار متر مکعب چوب از   جنگل های شمال ایران برداشت می شود، اما میزان مصرف چوب در کشور7 میلیون متر   مکعب است. سئوال این است که این میزان چوب از کجا تامین می شود؟ اگر بپذیریم یک   میلیون متر مکعب چوب از محل زراعت چوب و 2 میلیون متر مکعب از محصولات باغی   تامین می شود و آمار واردات هم حدود یک میلیون متر مکعب به ثبت رسیده است، بقیه   چوب مورد نیاز کشور از کجا تامین می شود؟
  به اعتقاد کیادلیری، حدود2 میلیون متر مکعب چوب در کشور از محل قاچاق تامین می   شود و باید برای جلوگیری از این روند مخرب، برنامه ریزی انجام گیرد. وی بر این   باور است که میزان برداشت های قانونی از جنگل های شمال، قادر نیست جلوی قاچاق   چوب را بگیرد.
  به گفته رئیس انجمن جنگلبانی ایران برآوردها نشان می دهد که ظرف 3 یا 4 سال   آینده، نیاز چوبی کشور به 13 میلیون متر مکعب در سال می‎رسد که در چنین روندی حجم برداشت   از جنگل های شمال پاسخگوی نیازهای کشور نخواهد بود و باید راهکارهای جدیدتر و   کارسازتری برای آن در نظر گرفته شود.

 

 

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 11:34 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و ششم تیر ۱۳۹۴

ساخت سد شفارود با وجود مخالفت کارشناسان حوزه آب، منابع طبیعی و محیط‌زیست همچنان ادامه دارد...

 كارشناسان ضمن انتقاد از سدسازي در بكرترين جنگل‌هاي كشور مي‌گويند كه ساخت سد در منطقه‌اي كه ميزان بارندگي آن 2هزار ميلي‌متر است چه توجيهي مي‌تواند داشته باشد به‌ويژه آنكه بيش از 3هزار هكتار از رويشگاه‌هاي بي‌جايگزين هيركاني را به ورطه نابودي مي‌كشاند؟

  • پيشينه

سد شفارود كه در 6 كيلومتري جنوب‌غربي رضوانشهر و ۶۵ كيلومتري رشت روي رودخانه‌ شفارود در حالِ ساخت است با استناد به تفاهمنامه مورخ 88/2/6 رئيس وقت سازمان حفاظت محيط‌زيست، وزير نيرو و وزير جهادكشاورزي در دستور كار قرار گرفت. براساس همين تفاهمنامه، شركت سهامي آب منطقه‌اي گيلان ملزم به تهيه طرح احياي منطقه براي جبران خسارت وارده به اراضي مذكور(عرصه‌هايي كه تخريب مي‌شود) شده است. درنظر گرفتن مكان مناسب براي اسكان مجدد و تعيين شغل مناسب براي ساكنان منطقه با توجه به مشاغل قبلي از ديگر ملاحظاتي است كه در احداث اين سد درنظر گرفته شده است. علاوه بر اين، هرگونه توسعه اراضي كشاورزي و تغيير كاربري اراضي جنگلي در حريم مخزن و پاياب سد ممنوع است.

  • نابودي باغ‌ها و شاليكاري‌ها

دكتر هادي كيادليري، رئيس دانشكده كشاورزي و منابع طبيعي دانشگاه آزاد واحد علوم وتحقيقات پيش از اين در گفت‌وگو با همشهري اعلام كرد كه با ساخت سد شفارود 100هكتار از جنگل‌هاي هيركاني بازمانده از دور سوم زمين‌شناسي قلع‌وقمع و 219هكتار از اراضي منطقه براي احداث درياچه، كانال‌ها، پاياب‌ها و جاده دسترسي تخريب مي‌شود.

اما مهندس فاطمه ظفرنژاد، پژوهشگر آب و توسعه پايدار در پي بازديد از منطقه و مطالعات ميداني اعلام كرده كه وسعت درياچه سد و حريم آن ٣٤٨٦ هكتار است و در واقع با ساخت سد ٣٣٦٤ هكتار جنگل هيركان نابود مي‌شود و ٦٥ هكتار عرصه‌هاي مسكوني، ١٢هكتار باغ، ١,٥هكتار شاليكاري و ٣٠ هكتار رودخانه و حريم آن قرباني اين سد مي‌شود. با وجود اين، ساخت اين سد همچنان ادامه دارد.

  • اعتراض ها ادامه دارد

در آخرين اعتراضات، شماري از تشكل‌هاي مردم نهاد محيط‌زيست، انجمن‌هاي تخصصي گردشگري و دوستداران محيط‌زيست با صدور بيانيه‌اي كه نسخه‌اي از آن براي همشهري ارسال شده است نسبت به ادامه ساخت سد شفارود در جنگل‌هاي هيركاني هشدار داده‌اند. در بخش‌هايي از اين بيانيه آمده است: «بلندترين سد غلتكي ـ بتني ايران در حالي، در كمالِ شگفتي، در پرباران‌ترين استان كشور در حال ساخت است كه صدها هكتار از بهترين جنگل‌هاي باستاني هيركاني را هدف قرار داده است؛ جنگل‌هاي بسيار باارزشي كه از هيچ راهي نمي‌توان آنها را احيا كرد. متأسفانه از سال 1334تا سال 1386سالانه 3000هكتار از جنگل‌هاي شمال كشور از بين رفته‌اند كه ساخته شدن اين سد نيز به سرعت‌بخشيدن به اين فاجعه مؤثر است.

سدِ شفارود، كه در 6 كيلومتري جنوب‌غربي رضوانشهر و ۶۵ كيلومتري رشت روي رودخانه‌ شفارود در حالِ ساخت است، حتي فاقد تأييديه‌ ارزيابي ‌محيط‌زيستي، يعني ابتدايي‌ترين مجوز براي شروعِ كار است؛ تأييديه‌اي كه پيشينه‌ ساخت طرح‌هاي توسعه‌اي ناپايدار گواهند كه گرفتنش چندان سخت نيست و حتي داشتنش هم مجوزي براي اجراي چنين طرح ويرانگري نمي‌تواند باشد. اين سد روي گسل شالم ـ آستارا و همچنين شيب زياد دامنه‌ كوه واقع شده است و به همين دليل دور از انتظار نيست اگر، گذشته از افزايش احتمال وقوع زمين‌لرزه، در آينده قربانيان انساني هم داشته باشد؛ هر چند در همين مدت نيز جان كساني را گرفته است و سببِ جابه‌جايي مردمانِ 3روستا خواهد شد كه آسيب‌هايي اجتماعي درپي دارد.

گفتني است سدسازي‌هاي غيراصولي - كه يكي از عوامل مهم بروزِ چنين رويداد دهشتناكي است - با شتابي ويرانگر در جريان است، تا آنجا كه تخمين زده مي‌شود تا 10 سال آينده فلات مركزي ايران خالي از سكنه خواهد شد كه بيانگر سياست فاجعه‌بار وزارت نيرو در حوزه‌ آب است.»

  • سدي مغاير با معيارهاي محيط زيست

عمليات اجرايي سد مخزني شفارود با استفاده از تسهيلات بين‌المللي فاينانس خارجي از نيمه‌دوم سال‌1392 آغاز شد. هرچند در سايت شركت سهامي آب منطقه‌اي گيلان آمده است: «با اجراي اين طرح كه از آرزوهاي ديرينه مردم و كشاورزان شاليكار غرب گيلان است، شرايط لازم جهت تأمين آب مطمئن براي بخش‌هاي كشاورزي، شرب، صنعت و محيط‌زيست فراهم مي‌گردد.» اما صاحب‌نظران حوزه آب، منابع طبيعي و محيط‌زيست كشور با اعلام اينكه ساخت سد شفارود هيچ توجيه علمي و فني ندارد ساخت اين سد را مغاير با معيارهاي محيط‌زيستي و فاجعه‌اي براي رويشگاه‌هاي هيركاني اعلام كرده‌اند.

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 0:9 |  لینک ثابت   • 

شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴

بیماری سوختگی شمشاد ...

رییس اداره حفاظت و حمایت اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران _ نوشهر با تاکید بر لزوم مبارزه فراگیرتر با بیماری سوختگی شمشاد گفت: در حدود 20 هکتار کنترل بیماری سوختگی شمشاد در جنگل‌های غرب مازندران انجام شد. به گزارش روابط عمومی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران _ نوشهر 'غلامحسن اشرفی‌نیا' افزود: اغلب جنگل‌های شمشاد حوزه اداره کل منابع طبیعی نوشهر به این بیماری دچار شده‌اند ولی با امکانات و اعتبار اندکی که داریم نمی‌توانیم عملیات کنترل بیماری را در تمام مناطق انجام دهیم. وی با اشاره به این‌که جنگل‌های شمشاد در لیره‌سر تنکابن و همچنین شهرستان‌های عباس آباد و کلاردشت از عمده‌ترین نواحی آلوده است اظهار داشت: شدت این بیماری در پارک جنگلی سی‌سنگان کمتر از نواحی دیگر است و فقط نهال‌ها و زادآوری کف جنگل آلوده شده که به نظر می‌رسد دلیل اصلی آن کاهش دما در مرداد امسال است. اشرفی‌نیا یادآور شد: برای کنترل بیماری سوختگی شمشاد از محلول‌های کنترل کننده و نیز ابزار شعله‌افکن و حرارت مستقیم آتش استفاده می‌کنیم ولی چون هیچ اعتبار خاصی دریافت نکرده‌ایم، با کمبود شدید بودجه مواجهیم و همین اندک فعالیت نیز متوقف گردیده است. رییس اداره حفاظت و حمایت اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان مازندران _ نوشهر تاکید کرد: آنچه تا کنون برای کنترل بیماری سوختگی شمشاد انجام شده بیشتر از روی علاقه‌مندی مجموعه منابع طبیعی به حفظ گونه ارزشمند شمشاد بوده است و نیازمند یاری مسوولان استانی و کشوری هستیم. وی ادامه داد: در هیچ کجای دنیا جنگل شمشاد و بلوط در ارتفاع منفی 25 متر از سطح دریای آزاد وجود ندارد ولی ما در پارک جنگلی سی‌سنگان از این نعمت منحصر به فرد برخورداریم و متاسفانه اکنون شاهد آثار مخرب بیماری هستیم.به گفته اشرفی‌نیا برای کنترل این بیماری روشی که صد در صد آن را از بین ببرد وجود ندارد ولی با اقداماتی می‌توان دامنه و سرعت گسترش آن را کاهش داد. وی شناسایی پایه‌های مقاوم و تهیه بانک ژن را از دیگر کارهای انجام شده برشمرد و گفت: برخی از پایه‌های شمشاد از نظر ژنتیکی در مقابل بیماری سوختگی مقاوم هستند و هیچ گونه آسیبی ندیدند که ما بذر این پایه‌ها را متناسب با همان منطقه جمع‌آوری و ذخیره کرده‌ایم. بیماری بلایت یا سوختگی شمشاد (blight Boxwood) در ایران نخستین بار در سال ۱۳۸۹ در جنگل‌های آستارا و تالش دیده شد و در جنگل‌های هیركانی از غرب به شرق در حال گسترش است. این بیماری كه عامل آن قارچ cylindrocladium buxicola است باعث چروكیدگی و ایجاد لكه‌های قهوه‌ای در برگ گیاه و مرگ سریع و گسترده بافت‌ها در بخش عمده یا همه قسمت‌های هوایی گیاه می‌شود. شمشاد هیركانی با نام علمی Buxus hyrcana Pojark درختی همیشه سبز و بومی در جنگل‌های هیركانی در شمال ایران است كه در فهرست گونه‌های گیاهی در خطر انقراض اتحادیه بین‌المللی حفظ طبیعت (IUCN) قرار دارد.

 

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 19:53 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۴

قتل عام درختان جنگل شفارود در سکوت...

 

سد شفارود سفره‌های آب شیرین زیرزمینی منطقه را خشک خواهد کرد

در حالی که جدال برای ساخت بحث برانگیزترین سد در شمال کشور همچنان ...ادامه دارد اما تعداد زیادی از درختان ارزشمند جنگل‌های شفارود اطراف فضای سد از بین رفته‌اند. طبق اسناد موجود قطع درختان منطقه شفارود در استان گیلان درحالی انجام شده که این پروژه همچنان فاقد تأییدیه ارزیابی است. تصاویر منتشرشده از منطقه تخریب‌شده در حد یک فاجعه محیط زیستی است. پیش از این نیز در محل کانال سد تعداد زیادی از درختان ارزشمند این منطقه از بین رفته‌اند. ساخت این سد منجر به آواره شدن بیش از ٤٥٠ خانوار خواهد شد. ٣ روستا با نام‌های شالم، دوران و سرک باید تخلیه شوند. هم اکنون نیمی از ساکنان روستای شالم خانه‌هایشان را تخلیه کرده‌اند اما باقی روستاییان حاضر به تخلیه منطقه نیستند. حتی برخی از آنها درقبال فشارهایی که بعضا برای تخلیه خانه‌هایشان به آنها وارد می‌شود اما بازهم ماندن در خانه را ترجیح می‌دهند.

پیش از این مدیرکل دفتر ارزیابی سازمان محیط‌زیست از مخالفت این سازمان با ساخت سد شفارود در گیلان به دلیل تخریب بیش از 175 هکتار از جنگل‌های هیرکانی خبر داده بود. حمید جلالوندی گفته بود که سازمان محیط‌زیست و سازمان جنگل‌ها و مراتع با ساخت این سد با شرایط فعلی مخالف است و گزارش ارزیابی خود را به هیأت دولت ارایه کرده است. در عین حال مهندس بهزاد انگورج، معاون سازمان جنگل‌ها و مراتع نیز اظهار کرده بود که سد شفارود پروژه کلانی است که نیاز به ارزیابی زیست‌محیطی دارد و بدون آن امکان موافقت با ساخت سد وجود ندارد. پروژه سد شفارود در استان گیلان پروژه بزرگ مقیاسی است که حتما نیازمند ارزیابی زیست‌محیطی است. عملیات ساخت جاده جایگزین از رضوانشهر به سمت گردنه‌های خلخال مدتی است که با قطع درختان در مناطق جنگل کاری شده و همین‌طور درختان پهن برگ جنگلی آغاز شده است. قطع درختان این منطقه درحالی دنبال می‌شود که سازمان محیط‌زیست هنوز واکنش درخور نشان نداده است. برخی از ناظران و منتقدان قطع درختان جنگل شفارود اما پرسش‌هایی دراین‌باره مطرح می‌کنند. این‌که سود حاصل از برداشت شن ماسه رودخانه شفارود چقدر است و این سود نصیب چه کسانی می‌شود؟ همچنین درآمد حاصل از قطع درختان منطقه به چه کسانی می‌رسد، موجودی چوب در هر هکتار چقدر است و با چه معیاری قیمت‌گذاری شده است؟
هدف از ساخت سد شفارود، تأمین آب شرب شهرستان‌های رضوانشهر و پره‌سر به میزان ۷/۵‌میلیون متر مکعب در سال، تأمین آب کشاورزی ۱۰ هزارو ۸۳۰ هکتار از زمین‌های منطقه به میزان ۹۸‌میلیون مترمکعب درسال، تأمین آب سالانه موردنیاز صنعت به میزان ۱۲‌میلیون متر مکعب و همچنین تولید انرژی برق آبی به میزان ۷۰ گیگاوات درسال است.
به گفته کار‌شناسان سیر تغییر کاربری زمین‌های کشاورزی به باغ‌های کیوی و ویلاسازی، شکل صعودی به خود گرفته است. به‌طوری که تا ١٠سال آینده مساحت زمین‌های کشاورزی به قدری نخواهد بود که برای تأمین آب، نیازی به سد باشند. البته از دیدگاه وزارت نیرو سدسازی روی چشمه‌ها هم می‌تواند قابل توجیه باشد. درحال حاضر ساخت سد‌های لاسک در منطقه شفت و سد دیورش در رودبار هم بسیار بحث‌برانگیز شده و مورد مخالفت شدید فعالان محیط‌زیست قرار گرفته است.

درمورد سد شفارود ایرادهای فنی دیگری هم وجود دارد. دیواره‌های دوطرف سد دارای شیبی بسیارتنداست (۷۰ تا ۹۰ درجه)، باقطع درختان در این عرصه، ریزش شدیدی رخ خواهد داد که حجم آن به میلیون‌ها تن خواهد رسید و ناگزیر باید آن‌را تخلیه کرد و معلوم نیست آیا اصلا چنان کاری امکان‌پذیر هست یا خیر؟ در صورتی که امکان‌پذیر هم باشد آن حجم عظیم گل ولای و سنگ را باید به کجا انتقال داد. همچنین وجود گسل‌های فعال در منطقه شفارود و قرار گرفتن محور سد شفارود در محدوده بین دو گسل آستارا و گسل شالم، محور سد دارای خردشدگی شدیدی به‌ویژه در دامنه چپ خود است، به نحوی که خطر لغزش زمین به داخل دریاچه سد را ایجاد کرده است. ساخت سد شفارود می‌تواند در آینده نزدیک عواقب جبران‌ناپذیری داشته باشد. خالی شدن سفره‌های آب شیرین زیرزمینی و کاهش دبی آب چشمه‌های بالادست نیز از دستاوردهای این پروژه است. علاوه برآن تاوان از بین رفتن هکتار‌ها جنگل انبوه پهن‌برگ را چه کسی خواهد داد. عملیات اجرایی ساخت سد شفارود با سرعت زیاد ادامه دارد و این درحالی است که این پروژه بحث‌برانگیز هنوز تاییدیه سازمان حفاظت محیط‌زیست را دریافت نکرده و این به منزله فعالیت غیرقانونی برای ساخت سد است. در این مورد سوال اصلی اینجاست که چه کسانی از این اقدام غیرقانونی حمایت می‌کنند که عملیات اجرایی آن همچنان ادامه دارد. همچنین تاکنون هیچ اقدام جدی و قانونی از سوی سازمان محیط‌زیست برای توقف عملیات اجرایی اتفاق نیفتاده که این خود نشان‌دهنده این است که سازمان محیط‌زیست تنها نقش یک بازدارنده تزیینی را ایفا می‌کند. جالب آن‌که تعیین تکلیف سدشفارود به جلسه هیأت دولت موکول شده است اما عکس‌ها نشان از تخریب قسمت دیگری از جنگل‌های شفارود قبل از تعیین تکلیف دولت دارند. تخریبی که هم مدیرکل سازمان محیط‌زیست گیلان نسبت به آن اعلام بی‌خبری می‌کند هم مدیرکل آب منطقه‌ای استان و هم مدیرکل منابع طبیعی. بخش وسیعی از یکی از پرمناقشه‌ترین مناطق استان گیلان جلوی دیدگان مردم تخریب شده است اما هیچ نهادی مسئولیتش را برعهده نمی‌گیرد.

 

نسیم محمدی- روزنامه شهروند

 

 

 

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 17:57 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۳

گفت و گو با هادی کیادلیری، رییس انجمن جنگلبانی ایران: جنگل کارگاره چوب بری نیست...

نسیم محمدی

چندی پیش عده‌ای از نمایندگان مجلس طرحی با عنوان «حفظ و صیانت از جنگل‌ها» پیشنهاد و هدف آن را حفاظت، جلوگیری از تخریب جنگل و قاچاق چوب مطرح کردند. در این طرح پیش‌بینی شده که هیچ درختی تا ۵ سال آینده از جنگل‌های کشور قطع نشود. اما به تازگی این طرح توسط کمیسیون کشاورزی مجلس رد و این موضوع با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو شد. اغلب کارشناسان منابع طبیعی رد چنین طرحی را تهدید جنگل‌های کشور می‌دانند. بر اساس تصویربرداری‌های هوایی مساحت جنگل‌های شمال ایران طی ۶۰ سال گذشته به کمتر از نصف رسیده است و سالانه یک تا دو درصد از مساحت خود را از دست می‌دهند. در این باره با دکتر هادی کیادلیری رییس انجمن جنگلبانی ایران و رییس دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه آزاد گفت‌و‌گو کردیم که از افراد پیشتاز در بحث تشکیل وزارت منابع طبیعی و موافق ایده ممنوعیت بهره‌برداری به شکل چوب از جنگل‌های شمال، البته نه از راه‌حلی نظیر طرح ارایه شده از سوی سازمان محیط‌زیست و به صورت «انقلابی» و بدون در نظر گرفتن تبعات اجتماعی آن است.

 

  شما جزو موافقان سرسخت ممنوعیت بهره‌برداری از جنگل‌های شمال به شمار می‌آیید. چرا؟

مخالفت ما با بهره‌برداری به شکل چوب از جنگل است، حال آن‌که طرح‌های جنگلداری به معنای تولید چوب نیستند بلکه به معنای پرورش جنگل هستند. در حال حاضر بهره‌برداری بر اساس کتابچه‌های طرح تولید چوب، چگونگی و میزان برداشت تعریف شده‌اند. در این کتابچه‌ها اهداف یگانه‌ای تعریف شده، در حالی‌که طرح‌ها باید بر اساس ظرفیت اکولوژیکی تنظیم شود. در این کتابچه‌ها حیات‌وحش، تنوع زیستی، ظرفیت ذخیره آب، ترسیب کربن، تولید اکسیژن و … هرگز مورد توجه قرار نمی‌گیرند.

  مخالفان می‌گویند، در صورت تصویب این طرح، معیشت بسیاری از شرکت‌ها و مردم مجاور این جنگل‌ها دچار بحران خواهد شد، این نکته چقدر در طرح مذکور مورد توجه قرار گرفته است؟

من با قطع یک‌باره بهره‌برداری مخالفم، این طرح باید تدریجی و به مرور زمان اجرا شود تا در طول دوره‌ای که ما کاهش بهره‌برداری را اعمال می‌کنیم، زمان لازم برای شرکت‌های بهره‌بردار برای تغییر اساسنامه‌شان به وجود آید. اگر در یک پروسه ده ‌ساله، هرسال ۱۰ درصد از حجم بهره‌برداری کاهش یابد، خودبه‌خود بعد از پایان ده سال، بهره‌برداری نخواهیم داشت. طبق برآورد ما هزینه‌ای که دولت باید در قبال این کاهش حجم بهره‌برداری پرداخت کند حتی به اندازه بودجه یک تیم فوتبال متوسط هم نیست. در مورد کمبود چوب مصرفی هم ۱۰۰ هزار مترمکعب چیزی نیست که دولت قادر به وارد کردن آن نباشد. البته زراعت چوب هم مساله‌ای است که با فکر و برنامه‌ریزی صحیح قابل مدیریت است. گیر کار این‌جاست که هیچ‌یک از شرکت‌های بهره‌بردار و شرکت‌های وابسته به صنایع چوبی، تمایلی برای پذیرفتن این ریسک ندارند و همه این هزینه‌ها خودبه‌خود به سازمان جنگل‌ها تحمیل می‌شود. نکته دیگری که وجود دارد این است که زراعت چوب باید با برنامه‌ریزی مدیریت شود. به‌عنوان مثال هیچ کشاورزی حاضر به رها کردن کشاورزی با سوددهی کوتاه‌مدت و تبدیل آن به زراعت چوب به‌عنوان یک برنامه بلندمدت نیست.

 رد شدن طرح ممنوعیت بهره‌برداری در مجلس، چه مشکلاتی در آینده به وجود خواهد آورد؟

البته طرحی که در مجلس با آن مخالفت شد، توسط سازمان محیط‌زیست ارایه شده بود. در این طرح مقرر بود بهره‌برداری تا ۵ سال کاملا ممنوع شود که یک باید قبول کرد طرح غیر کارشناسی و غیرحرفه‌ای‌ است. این حرکت یک حرکت کاملا انقلابی است که حتی می‌تواند موجب تشدید بحران باشد. سوال این‌جاست که اصلا بعد ۵ سال چه اتفاقی قرار است بیافتد؟ با مشکلات و تبعات اجتماعی که به وجود می‌آید چه باید کرد؟ اگر این طرح تصویب می‌شد قطعا نتیجه آن شکست بود، دیگر حتی طرح کاهش تدریجی برداشت هم قابل اجرا نبود. هم اکنون در شهرستان تالش هر چه بیشتر به سمت بندر آستارا برویم، می‌بینیم که دیگر جنگلی باقی نمانده است، این‌ها مناطقی است که هرگز در آنها طرح نداشته‌ایم، اما به دلیل عدم وجود تعریف کاربری درخور، فشارهای وارد شده موجب از بین رفتن جنگل شده است. هر تصمیم فوری که در این مورد اتخاذ شود می‌تواند موجب دامن زدن تبعات اجتماعی شود.

 وضعیت جنگل‌های شمال در حال حاضر با توجه به حساسیت‌هایی که اشاره کردید، چگونه است؟

تاسف بار! این چیزی نیست که در کوتاه‌مدت از بین رفته و در کوتاه‌مدت هم قابل مدیریت و جبران باشد. با ۵ سال تعطیلی برداشت چیزی تغییر نخواهد کرد. در تمام این سال‌ها، ما به شکننده شدن طبیعت دامن زده‌ایم، تنوع زیستی نابود شده است، این‌ها همگی چیزهایی‌ است که باید روی سالم‌سازی آنها کار شود.

 تاثیر گرمایش جهانی بر تشدید این بحران تا چه اندازه بوده است؟

قطعا تاثیر زیادی داشته است، زمانی که جنگل‌ها توسط عوامل انسانی از پیچیدگی و آمیختگی خارج می‌شوند، اثرات شرایط سخت محیطی بیشتر خواهد شد. هرچه پیچیدگی اکوسیستم‌ها بیشتر باشد، اثر حفاظتی و حمایتی روی خودشان در مقابل عوامل خارجی بیشتر است. بنابراین با دخالت ما معادلات به هم می‌خورد و خودبه‌خود در چنین شرایطی، واژه سیستم در کلمه اکوسیستم تعریف خود را از دست خواهد داد و اثر تغییر اقلیم بیشتر و بیشتر خواهد شد. در این مورد باید تمهیداتی صورت گیرد که موجب افزایش مقاومت توده شود. اکوسیستم‌ها شدیدا مستعد آسیب شده‌اند. اگر دقت کنید خواهید دید درختان شهری همیشه آفت‌زده هستند چراکه در محیط تنک قرار گرفته‌اند. هشدار می‌دهم که بحث تغییر اقلیم، یک مبحث کاملا جدی است و باید در تمام برنامه‌ها لحاظ شود. ما باید ارجحیت اکولوژیکی را در نظر بگیریم.

 بعضی از مقامات تصمیم‌گیر و اجرایی در استان‌های شمالی نظیر استاندار گیلان همواره به بحث توسعه اقتصادی استان تاکید دارند که بعضی فعالان محیط‌زیست دراین‌باره ابراز نگرانی کرد‌ه‌اند که مسایل زیست‌محیطی در تصمیم‌گیری‌های توسعه محور نادیده گرفته شود:

حفظ محیط‌زیست در واقع پایه و اساس توسعه است و اقتصاد و محیط‌زیست روی هم سوار می‌شوند. هیچ کشوری با نابودی منابع طبیعی و محیط‌زیست به توسعه نرسیده است. کسانی که انسان را محور توسعه قرار می‌دهند باید بدانند در چرخه حیات، انسان‌ها بعد از گیاهان قرار می‌گیرند. چراکه ما از نظر اکولوژیکی به گیاهانی وابسته‌ایم که منشا حیات هستند. کل اختلافات ما پیرامون مساله سرمایه طبیعی می‌چرخد که شامل دو بخش است، منابع طبیعی و خدمات طبیعی. تولید اکسیژن، ذخیره آب و … جزو خدمات طبیعی هستند. در واقع ما روی نحوه استفاده از خدمات طبیعی بحث می‌کنیم که منجر به نابودی منابع طبیعی و نهایتا سرمایه طبیعی خواهد شد. تبعات از بین رفتن جنگل‌ها کاملا قابل مشاهده هستند، گرد غبارهای ایجاد شده که نتیجه آن را در فلات مرکزی مشاهده می‌کنیم، بحران آب که می‌رود تا قسمت زیادی از ایران را خالی از سکنه کند، افزایش دوره‌های خشک‌سالی و … همگی چیزهایی‌ است که با ادامه توسعه نابخردانه تشدید خواهد شد. چه لزومی دارد که ما در بهترین مناطق جنگلی خود سد بسازیم، ساختن این سدها در آینده بحران را تشدید خواهد کرد و نه تنها مساله کم‌آبی در کشور حل نخواهد شد بلکه به این مساله دامن می‌زند. از بین رفتن جنگل‌ها و عقب‌نشینی آب‌های شیرین زیرزمینی، نهایتا منجر به شور شدن زمین‌های کشاورزی در استان‌های شمالی خواهد شد. توسعه باید خردمندانه و بر اساس توان مناطق اتفاق بیافتد. باید همین‌جا صراحتا بگویم که سدهایی مانند شفارود در تالش، سد خشکبیجار و پل‌رود تنها باعث از بین رفتن جنگل‌ها و افزایش فشارها خواهد شد که امیدوارم مسوولین در این موارد تجدیدنظر و بازنگری کنند.

 

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 9:43 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۳

درصد کمی از مردم نود سال زندگی می کنند،                                                                                   

                           بقیه یک سال را نود بار زندگی می کنند.. 

                                                                  تقویم تقدیر افراد عادی است و تغییر، تدبیر افراد

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 11:54 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۳

بیانیه همایش طبیعت گردی در شمال ایران ...

بنام خدا بیانیه همایش طبیعت گردی در شمال ایران 21 تا 23 خرداد 1393- هتل بزرگ رامسر محورهای همایش:

1- مبانی طبیعت گردی 2- فرصت ها و چالش های طبیعت گردی 3- زیر ساخت ها و سازو کارهای طبیعت گردی 4- طبیعت گردی و مردم محلی 5- طرح های مدیریت جنگل و طبیعت گردی 6- مدیریت شهری و طبیعت گردی جنگلهای خزری شمال ایران، که مساحت آن به کمتر از دو میلیون هکتار کاهش یافته، از نظر تنوع گونه­های جنگلی و دیگر عناصر زیستی موجود در آنها از نمونه­های بسیار با ارزش در مقیاس جهانی به شمار می­روند. استانهای ساحلی شمال ایران، که رویشگاه اصلی این جنگلها هستند، از مقاصد اصلی و قطبهای مهم گردشگری کشور به شمار می­روند. رواج سوداگری زمین، احداث مجتمع­های توریستی و ساخت خانه­های دوم و به ظاهر استراحتگاهی بعد از اشباع اراضی ساحلی و جلگه­ای، اکنون روی به عرصه­های جنگلی آورده و با احداث جزایر توریستی در قلب این جنگلها می­رود که نظام سوداگری زمینهای جنگلی را در این اکوسیستم­های شکننده جاری و ساری سازد. انجمن جنگلبانی ایران با درک پیامدهای این روند و شناسایی اهرمهای پشتیبان عوامل اجرایی آن در صدد برآمد با همکاری موثر شهرداری رامسر و پشتیبانی سایر دستگاه های زیربط همایش فوق را جهت بررسی و ارائه راه کارهای لازم در خصوص چالش های طبیعت گردی در شمال ایران برگزار نماید. کمیته علمی همایش پس از جمع­بندی نظرات و دیدگاه­های کارشناسان و مسئولین منطقه بیانیه­ای را بشرح زیر تدوین کرده و مجدانه خواستار عملیاتی شدن آن می باشد. 1- آمایش سرزمین و اصول کاربری اراضی که سالیان دراز در کشور عملی نشده سبب توسعه بی رویه بخش های مختلف شده که لازم است اقدام فوری در این خصوص صورت گرفته و توسعه پایدار مد نظر قرار گیرد. 2- یکی از مشکلات عمده گردشگری در این منطقه تهدید بهداشت محیط می باشد که لازم است راه کارهای لازم جهت دفع بهداشتی زباله های شهری و روستایی که با حضور گردشگران میزان آن بشدت افزایش می یابد اتخاذ گردد. 3- شیوه فعلی گسترش ویلاسازی و تغییر کاربری اراضی با «گردشگری طبیعی» ناسازگار بوده و باید تمهیدات لازم در جهت جلوگیری از تغییر کاربری اراضی جنگلی و کشاورزی اتخاد گردد و با افزایش بهره وری از زیرساخت های موجود وضعیت کنونی مدیریت و هدایت گردد. 4- ایجاد امکانات اقامتی و زیر ساخت های متناسب با درآمد اقشار مختلف مردم در منطقه با استفاده از جغرافیای زیست محیطی بطوریکه معماری و هندسه فضایی آنها با شرایط طبیعی محل احداث سازگاری داشته باشد. 5- آموزش فرهنگ گردشگری در رسانه ملی و مراکز آموزشی در سطوح مختلف از جمله گردشگران، راهنمایان گردشگری و دست اندرکاران مربوطه جدی تلقی شده و در این راستا ایجاد رشته های مرتبط با گردشگری و تربیت نیروهای متخصص مورد توجه قرار گیرد. 6- هدایت گردشگران در عرصه های طبیعی بصورت کنترل شده انجام شود که فشار وارده بر این عرصه ها خارج از توان اکولوژیک آنها خارج نباشد. 7- گردشگری طبیعی و استفاده از سایر کارکردهای جنگل با توجه به قابلیت های اختصاصی هر اکوسیستم در طرح های جنگلداری در نظر گرفته شود و در این خصوص برنامه ریزی های لازم صورت پذیرد. 8- با توجه به آداب و رسوم متفاوت مردم محلی و تنوع فرهنگ بومی می توان با توانمندسازی مردم محلی، گردشگری روستایی و ییلاقی را تقویت نمود به شکلی که آثار آن در اقتصاد و معیشت جوامع محلی ملموس و مشهود باشد تا از فشار نقطه ای بر مناطق گردشگری فعلی کاست. 9- روند فعلی گردشگری که مبتنی بر متقاضی محوری است به برنامه محوری تبدیل شود و برنامه ریزی بر اساس ظرفیت های طبیعی و انسانی صورت گرفته و بر این اساس هدایت گردد. 10- از ظرفیت تشکل های محلی در تصمیم گیری و اجرای برنامه های گردشگری طبیعی استفاده شده و این تشکل های محلی تقویت و حمایت شوند. 11- تعیین پتانسیل های گردشگری در مناطق مختلف از نظر محیطی و اجتماعی و امکانات گردشگری جهت برنامه ریزی اصولی و هدایت گردشگران امری ضروری است. 12- انجام بررسی های لازم و فراهم آوردن مقدمات برنامه ای و قانونی به شکلی که طبیعت گردی و مشارکت مردم بخصوص روستاییان و مردم محلی که در عرصه اصلی گردشگری زندگی می نمایند فراهم گردد. در این راستا برای آموزش و توانمندسازی مردم برنامه ریزی و سرمایه گذاری لازم توسط نهادهای ذیربط عملی گردد. 13- لازم است با تشکیل کارگروهی از متخصصین مربوطه سیاست ها و راهبردهای طبیعت گردی در جنگلهای شمال ایران با توجه به دستاوردهای این همایش تهیه و پس از طی مراحل لازم به تصویب رسیده و اجرایی گردد. 14- پیشنهاد می گردد مناطق بخصوصی به منظور اجرای طرح های پایلوت گردشگری در چند نقطه استان تعیین شده و سیاست ها و برنامه های مورد نظر در این مناطق بصورت الگو پیاده و در صورت اطمینان از نتایج مورد نظر، توسعه یابد. 15- لازم است برنامه ریزی ها در جهتی باشد که از افزایش بی رویه قیمت زمین و ویلاسازی با هدف سودجویی جلوگیری شود و سرمایه­گذاری­ها به سمت گردشگری طبیعی صحیح هدایت گردد. 16- کمیته ای برای پیگیری بندهای بیانیه و پایش گردشگری استان با محوریت انجمن جنگلبانی ایران زیر نظر استانداری های شمال کشور تشکیل گردد تا موضوعات مطرح شده را پیگیری نموده و اقدامات انجام شده را گزارش نماید.

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 17:24 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۳

با نگاهی دیگر به امر حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست بنگریم...

پرفسور علی یخکشی

در ادوار تاریخ مسوولان کشوری به منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست بر حسب شرایط؛ مختلف مینگریستند. در کتاب اوستای زرتشت حفاظت از منابع طبیعی تجدید پذیر ( آب ،خاک ، هوا و جنگل) بسیار مهم و از وظایف دینی بوده است. در اوستا حفاظت از حیوانات نیز توصیه شده و اگر کسی حیوانی را آزار بدهد یا به آنها آب و غذا ندهد میتوانست تا به صد ضربه شلاق محکوم شود. اهورا مزدا مردمی را خوشبخت می دانست که محیط زیست را سالم نگه دارند، مناطق لم یزرع را به مناطق کشاورزی تبدیل کنند و درختان مثمر بکارند. ما ایرانیان با روز درختکاری از همان زمان آشنا شدیم. به تبعیت از رهبر دینی، رهبران سیاسی وقت هم به این امر توجه خاصی مینمودند. کوروش و داریوش پادشاهان هخامنشی خود نیز در روز درختکاری درخت میکاشتند و به فرمانداران خود در ولایات دستور میدادند تا در این زمینه اقداماتی بعمل بیاورند. خشایار شاه پادشاه هخامنشی اولین منطقه حفاظت شده جهان را در آسیای صغیر بوجود آورد و حفاظت از آن را بدست گارد سلطنتی خود سپرد.

هرودود مورخ یونانی، در کتاب خود که در هنگام لشگر کشی اسکندر مقدونی به ایران به رشته تحریر در آمد، می نویسد ایرانیان سعی زیادی بر آن دارند تا آب ، خاک و هوا را آلوده نسازند.

گابریل و بوبک، دو پژوهشگر اتریشی در کتب خود نوشتند که ایرانیان قدیم برای جنگل و درخت احترام خاصی قائل بودند. به عقیده آنان، ایرانیان فکر می کردند که روح افراد خوب،پس از مرگ به درون درختان هلول مینماید تا زندگی جاودانه یابد و در جایی دیگر مینویسند احترام خاص ایرانیان به جنگل و درخت بخاطر آن بوده است چون زندگی خود را در زندگی یک درخت منعکس می دیدند، زیراکه بذر درخت به زمین می افتد، در دل خاک جای می گیرد و بدین صورت نطفه بسته میشود و آنگاه از دل خاک نونهالی همانند نوزاد انسانی بیرون می آیدو در زیر سایه درختان مادری و پدری رشد و نمو می کند و در مقابل سرما و گرما حفاظت می شود تا روزی که جوانی برومند و تنومند گردد آنوقت او هم مانند پدران و مادران خود به زندگی مسقلی ادامه میدهد، تا زمانیکه پیر و فرتوت شده و جسم آن همانند انسان در خاک فرو رود.

از دوره ساسانیان هم آشنا هستیم که روز درختکاری رواج داشت و پادشاهان ساسانی هم در آن روز درخت غرص می کردند. داستان انوشیراون ساسانی و مرد پیر را خیلی از ما می دانیم. انوشیروان مرد مسنی را می بیند که نهال گردو می کاشت و از او می پرسد آیا فکر میکنی آنقدر زنده می مانی که بخواهی از محصول این درخت استفاده کنی؟ مرد مسن پاسخ داد:خیر دیگران کاشتند ما خوردیم و ما میکاریم تا دیگران از آن بهره مند شوند. این همان اصل توسعه پایدار هست که امروزه سازمان ملل به نام خود ثبت نموده و رعایت آنرا به همه مردم و مسوولان کشورهای جهان توصیه مینماید.

دین مبین اسلام هم به حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست و حمایت از حیوانات توجه ویژه ای دارد. از پیامبر اسلام حدیثی هست که می فرماید شکستن شاخه درختان همانند شکستن بال فرشتگان هست. و یا در جای دیگر می فرمایند: اگر روزی که صحرای محشر برپا میشود و در آن روز نهالی در دست داشته باشم ابتدا آنرا می کارم و سپس حاضر می شوم. امام علی امام اول شیعیان، می فرمایند که از شتران باردار کار نکشید. آب را ما شیعیان مهریه حضرت فاطمه زهرا می دانیم که نباید آنرا آلوده سازیم. امام هشتم امام رضا را ضامن آهو بعنوان حافظ حیوانات می شناسیم و در قرآن هم سوره های فراوانی هست که نام آنها برگرفته از طبیعت ویا حیوانات می باشد. در رابطه با توسعه پایدار خداوند در قرآن می فرمایند: ای بشر، زمین را به امانت به دست تو می سپارم تا از نعمات آن بهره مند گردی مبادا تخریبش کنی و در پایان به همان صورت که از من تحویل گرفتی آنرا به من برگردانی.

در اروپا تا قرون وسطی به جنگل، خرابه می گفتند که محل زندگی اجنه و ارواح خبیثه هست. بسیاری از دولت مردان و حتی رهبران دینی، مردم را توصیه میکردند که جنگل را به زمین کشاورزی تبدیل کنند. معتقد بودند که تبدیل جنگل به اراضی کشاورزی اجر دنیوی و اخروی دارد. بهمین دلیل در قرون وسط بیش از سی میلیون هکتار از جنگلهای آلمان به اراضی کشاورزی تبدیل شد. در دوران اشرافیتی اروپا جنگل شکارگاه سلاطین و اشراف بود و بهمین دلیل در پی آن برخواستن تا از تخریب بیشتر جلوگیری بعمل آورند. با ایجاد صنایع، جنگل محل پرورش دام گردید تا از پشم آن در ریسندگی و بافندگی استفاده شود و به همین دلیل هم ارزش مضاعف پیدا نمود. با ازدیاد جمعیت و توسعه صنعت کشتی سازی بخصوص در هلند، اروپای جنوبی و انگلستان؛ ارزش جنگل از لحاظ تولید چوب اهمیت خاصی پیدا کرد.

با تخریب بیش از حد جنگلهای اروپا و تغییرات آب و هوایی، بسیاری از دانشمندان در رابطه با تغییرات آب و هوایی و جاری شدن سیل اعلام خطر نموده و از سیاستمداران کشوری خواستار آن شدند تا از تخریب جنگل جلوگیری شود، ولی تا آن موقع هیچکدام از رهبران سیاسی و رهبران دینی، به اهمیت حفاظت از منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست توجه نمی نمودند. برای اولین بار در قرن نوزدهم، آقای فون هاگن آلمانی، اصل توسعه پایدار را که آن زمان اصل مستمر نامیده میشد به صورت زیر تعریف نمود:

" از جنگل باید حداکثر آنقدر برداشت نماییم که سالانه می روید و آنرا حداقل به آن صورتی که از گذشتگان دریافت کرده ایم ،آنرا تحویل آیندگان بدهیم". این جملات به عنوان کلمات طلایی فون هاگن معروف شده است.

قوانین تصویب شده در اروپا بیشتر جنبه منع و تنبیهی دارد و برخلاف ایران قدیم و دین اسلام، حالت توصیه ای و تشویقی درآن دیده نمی شود. در ایران با تشکیل دایره جنگلبانی در وزارت فلاحت و فواید عامه که بوسیله فون هاگن آلمانی(فرزند فون هاگن معروف) و شریکر تاسیس شد، بیشتر فعالیتها در حفظ منابع طبیعی تجدید پذیر بسوی تدوین قوانین بازدارنده و مجازاتی بوده و گارد جنگل هم برای اجرای این قوانین بوجود آمد. در سال 1342 که جنگل ها و مراتع کشور ملی اعلام گردیدند، در اهداف قوانین تغییراتی بوجود نیامد و به دیگر امور مهم در امر حفاظت همانند فرهنگسازی و مشارکت مردم، توجهی نشد. تا این ایام مالکینی که مالکیت خود را بر جنگل در اداره ثبت و اسناد به ثبت رسانیده بودند از کلمه مرتع مشجر به جای جنگل استفاده نموده بودند و این امر نشان از آن دارد که در ایران جنگل تا آن زمان بعنوان چراگاه دام و از منابع چوبی آن برای سوخت و ساخت و ساز استفاده میگردید. در سال 1353 کتابی تحت عنوان " ارزش اقتصادی و اجتماعی جنگل" را در سلسه انتشارات دانشگاه تهران بچاپ رساندم و برای اولین بار درایران به دیگر ارزشهای جنگل بخصوص در زمینه حفاظتی، زیست محیطی، فرهنگی و اجتماعی به تفصیل پرداختم.

در هنگام تحصیل در اروپا، با این جمله از ویل هرن، پادشاه آلمان برخورد نمودم که گفته بود: " از بس به درخت و جنگل فکر کردیم، مردم لابلای درختان را از یاد بردیم." این حرف بسیار پرمعنی از نظر جامعه شناسی و روانشانسی روستایی (جنگل معمولا در مناطق برون شهری و مناطق روستایی قرار دارد) در من اثری عمیق گذاشت و در تمام ایام تحصیل در مقاطع لیسانس، فوق لیسانس، دکترا و فوق دکترا فکر مرا بخود معطوف نموده بود بطوریکه در آغاز کار در سال 1347 در ایران تصمیم گرفتم تا پروژه تحقیقاتی تحت عنوان بررسی مسایل اجتماعی و اقتصادی مردم جنگل نشین و اثرات آن بر روی جنگل را به مرحله اجرا در آورم. حاصل این کار چند ساله در سال 1351 در سلسله انتشارات دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران به چاپ رسید. در آن پروژه با نگاهی دیگر به امر حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست نگریستم و حاصل نوشته بیش از صد صفحه کار تحقیقاتی را می توانم در جملات زیر خلاصه نمایم که در پایان آن کار تحقیقاتی آورده شده بود:

" با داشتن بهترین تشکیلات در سازمان های جنگل و حفاظت محیط زیست، بهترین قوانین، بیشترین اعتبارات و مجربترین کارشناسان نمی توانیم منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست کشور را به نحو احسنت اداره کنیم و بر مبنای اصل توسعه پایدار، حفاظت و بهره بردای نماییم و سطح آنرا توسعه دهیم، جز تا زمانیکه فرهنگ زیست محیطی را در کل جامعه به حد کافی اشاعه ندهیم و با فقر مادی و فرهنگی مردم و بخصوص روستاییان مبارزه نکنیم." پس از گذشت چهل سال از چاپ آن نوشته، متاسفم که امروز هم باید همان جملات را تکرار نمایم زیراکه کارنامه سبزی از منابع طبیعی تجدپذیر و محیط زیست کشور در جلوی خود نداریم. امروز می توانم به جملات فوق مطلب زیر را اضافه نمایم:

" استفاده ننمودن از متخصصان باتجربه و مدیران قدر و نیز مشارکت ندادن مردم در امر حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست از دیگر مشکلاتی است که باعث آن می شود منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست ما، روز به روز در شرایط بدتری قرار بگیرد. پروژه بین المللی مدیریت تلفیقی جهت حفظ جنگلهای خزری با مشارکت مردم که بوسیله نویسنده بین سالهای 80 تا 85 درمنطقه یخکش مازندران به مرحله اجرادرآمد، نشان میدهد که به کمک اشاعه فرهنگ زیست محیطی، مشارکت دادن مردم در امر حفاظت و نگهداری از منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست و اجرای طرح های جامع ( نه فقط طرح جنگلداری) با همکاری بین سازمانی؛ می توان سریعتر به هدف رسید و محیط زیست را مطمئنتر و حتی ارزانتر حفاظت نمود. با آنکه از نظر حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست یک قدمت تاریخی سه هزار ساله داریم، ولی متاسفانه امروز جزء ده کشور اول جهان هستیم که محیط زیست را آلوده می سازد، با آنکه جزء ده کشور پرجمعیت و اقتصاد قوی جهان نیستیم.

امید است در دولت جدید با فقر زدایی مادی بطور جدی مبارزه شود و ارگانهای زیر ربط همانند سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری، وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش، وزارت ارشاد، صاحبان رسانه های دسته جمعی و سازمانهای غیر دولتی دست به دست هم داده و در سطح وسیع به اشاعه فرهنگ زیست محیطی با مشارکت مردم پرداخته و آنرا از وظایف ملی و شرعی خود محسوب بدارد.

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 13:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم فروردین ۱۳۹۳

جنگل های هیرکانی (خزری)...

جنگل های خزری که به جنگل های شمال معروف است یکی از نواحی رویشی پنج گانه ایران محسوب می شود که با مساحت 1/85 میلیون هکتار ( 185 هزار کیلومتر مربع ) در نیم رخ شمالی رشته کوه البرز و در استان های گیلان و مازندران و گلستان واقع است و 13 درصد  جنگل های کشور را شامل می شود . این جنگل ها از آستارا در شمال غربی استان گیلان تا گُلی داغ در شرق استان گلستان به طول تقریبی 800 کیلومتر و عرض 20 تا 70 کیلومتر امتداد دارد . قدمت جنگل های شمال به بيش از يک ميليون سال قبل برمی گردد و دارای 90 گونه درختی ، 211 گونه درختچه ای ، 1558 گونه علفی و بوته ای ، 340 گونه پرنده ( 61 درصد پرندگان ایران ) و 47 گونه پستاندار است . درختان مَمْرَز ( 30 درصد )  و  راش(23/63 درصد ) فراوان ترین گونه های درختی موجود در جنگل های شمال اند و اَنْجیلی (10/54 درصد)، خُرْمَندی (8/5 درصد)، بلوط (7/65 درصد)، تُوسکا (4/9 درصد)، پَلَت (2/73 درصد)، شيردار(1/54 درصد)، نَمْدار (1/03 درصد)، وَن (0/49 درصد) در رتبه های بعدی قرار دارند . همچنین گونه های با ارزشی همچون سفیدپَلَت ، ’سرْخْدار ، شِمْشاد ، بارانَک ، گیلاس جنگلی ، زَرْبین در این جنگل ها وجود دارد . جنگل های شمال به دلیل تراکم بالای درختان و قابلیت تولید چوبِ بالا ، تنها عرصه جنگلی کشوراست که می توان بارعایت موازین علمی و بدون تخریب جنگل، ازآن چوب برداشت کرد.

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 19:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوم فروردین ۱۳۹۳

طلای سبز...

طلای سبز هیرکان، گنج با ارزش ایران...

جنگل­ها به عنوان یکی از با ارزش­ترین نعمت­های خدادادی که تکیه‌گاه استواری برای تداوم و ارتقای زیست جانوران به ویژه انسان­ها هستند. جنگل­های شمال ایران با تنوع گونه­ای و ژنتیکی بسیار فراوان و ارزشمند، یادگار دوران سوم زمین­شناسی یعنی بیش از یک میلیون سال قبل است، جنگل های خزری که به جنگل­های شمال معروف است یکی از نواحی رویشی پنج­گانه ایران محسوب می­شود که با مساحت 85/1 میلیون هکتار (18500 کیلومتر مربع) در نیم رخ شمالی رشته کوه البرز و در استان­های گیلان، مازندران و گلستان واقع شده است که 13 درصد جنگل­های کشور را شامل می­شود. این جنگل­ها از آستارا در شمال غربی استان گیلان تا گلی­داغ در شرق استان گلستان به طور تقریبی 800 کیلومتر و عرض 20 تا 70 کیلومتر که ارتفاع از سطح دریای آن تا 2800 متر نیز امتداد دارد. میانگین بارندگی سالانه آن، حداکثر 2000 میلی­متر (در غرب) و حداقل 600 میلی­متر (در شرق) می­باشد. جنگل­های هیرکانی دارای 90 گونه درختی، 211 گونه درختچه­ای و 1558 گونه علفی و بوته­ای می­باشد.

اما امروزه جنگل­های شمال کشور عزیزمان ایران حال و روز خوبی ندارند، متاسفانه همه ساله سطوح بسیار زیادی از جنگل­ها بر اثر عوامل متعدد از بین می­روند، در میان عوامل نابودی جنگل­ها، ناآگاهی از خواص و ارزش­های زیست محیطی این منابع گران­بها تاثیرات زیان باری را به همراه دارد که روزانه شاهد از بین رفتن هکتارها از این طلای سبز کشور هستیم.

حفظ، احیاء و توسعه‌ی جنگل­ها را باید دریابیم تا روند فزاینده تجاوز و تخریب جنگل­ها کاهش یابد. پوشش گیاهی به ویژه درختان در کاهش آلودگی­های ناشی از سوخت واحدهای صنعتی، خودروها و... تاثیرات به سزایی دارند، جنگل­ها با انجام عمل فتوسنتز از منابع مهم تولید اکسیژن می­باشند، به طوری که هر هکتار جنگل سالانه 2/5 تن اکسیژن تولید می‌کند که معادل اکسیژن مورد نیاز دست کم 10 نفر است. درختان و درختچه­ها به دلیل دارا بودن رنگ­های مختلف برگ در فصول مختلف چشم‌انداز طبیعی و زیبایی را در برابر دیدگان قرار می­دهند. از جمله عوامل بسیار مهم که امروزه گریبان­گیر جنگل­های شمال و نیز باعث تخریب جنگل­ها شده، بی توجهی گردشگران و مسافرین بوده که بعد از گذراندن اوقات فراغت خود در جنگل­ها و یا پارک­های جنگلی زباله­های خود را جمع­آوری نمی­کنند و در جنگل باقی می­گذارند و همچنین خاموش نکردن آتش در جنگل­ها (خصوصا در فصل برگ­ریزان) گاهی اوقات شاهد آتش­سوزی­های جبران‌ناپذیری هستیم که عامل کاهش و از بین رفتن جنگل­ها محسوب می­شوند.

امروز نیز شاهد بیماری­ها، آفات و قارچ­هایی که باعث نابودی هکتارها جنگل با ارزش شمال ایران (هیرکانی) شده­اند هستیم، که مساحت قابل توجهی از جنگل­های ما را در بر گرفته، یکی از گونه­های با ارزش و بومزاد (اندمیک) جنگل­های شمال ایران شمشاد با نام  علمی Buxus hyracana را از بین برده و این خسارت جبران ناپذیر در گرو حفظ، حمایت و حفاظت از این گنجینه با ارزش است. با این شرایط می­توان گفت که جنگل­ها به سرعت در حال نابودی هستند و از همین حالا باید دست در دست هم دهیم و از نابودی این طلای سبز جلوگیری کنیم تا نسل­های آینده نیز از این گنجینه با ارزش بهره­مند گردند و این طور نباشد که فقط آلبوم عکسی از جنگل­های شمال ایران برای آیندگان باقی بماند. به امید روزی که همه مردم دلسوز و حامی این منابع با ارزش در تمام نقاط کشور باشند.

تقدیم به تمام قرقبانانی که می­روند تا با لباس­های عرق کرده و گل آلود خویش به لباس­های تمیز و سفید دیگران شرافت بخشند.

با تشکر – حامد زال نژاد ( کارشناس ارشد جنگلداری )

 

 

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 11:12 |  لینک ثابت   •