سه شنبه چهارم شهریور 1393

گفت و گو با هادی کیادلیری، رییس انجمن جنگلبانی ایران: جنگل کارگاره چوب بری نیست...

نسیم محمدی

چندی پیش عده‌ای از نمایندگان مجلس طرحی با عنوان «حفظ و صیانت از جنگل‌ها» پیشنهاد و هدف آن را حفاظت، جلوگیری از تخریب جنگل و قاچاق چوب مطرح کردند. در این طرح پیش‌بینی شده که هیچ درختی تا ۵ سال آینده از جنگل‌های کشور قطع نشود. اما به تازگی این طرح توسط کمیسیون کشاورزی مجلس رد و این موضوع با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو شد. اغلب کارشناسان منابع طبیعی رد چنین طرحی را تهدید جنگل‌های کشور می‌دانند. بر اساس تصویربرداری‌های هوایی مساحت جنگل‌های شمال ایران طی ۶۰ سال گذشته به کمتر از نصف رسیده است و سالانه یک تا دو درصد از مساحت خود را از دست می‌دهند. در این باره با دکتر هادی کیادلیری رییس انجمن جنگلبانی ایران و رییس دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه آزاد گفت‌و‌گو کردیم که از افراد پیشتاز در بحث تشکیل وزارت منابع طبیعی و موافق ایده ممنوعیت بهره‌برداری به شکل چوب از جنگل‌های شمال، البته نه از راه‌حلی نظیر طرح ارایه شده از سوی سازمان محیط‌زیست و به صورت «انقلابی» و بدون در نظر گرفتن تبعات اجتماعی آن است.

 

  شما جزو موافقان سرسخت ممنوعیت بهره‌برداری از جنگل‌های شمال به شمار می‌آیید. چرا؟

مخالفت ما با بهره‌برداری به شکل چوب از جنگل است، حال آن‌که طرح‌های جنگلداری به معنای تولید چوب نیستند بلکه به معنای پرورش جنگل هستند. در حال حاضر بهره‌برداری بر اساس کتابچه‌های طرح تولید چوب، چگونگی و میزان برداشت تعریف شده‌اند. در این کتابچه‌ها اهداف یگانه‌ای تعریف شده، در حالی‌که طرح‌ها باید بر اساس ظرفیت اکولوژیکی تنظیم شود. در این کتابچه‌ها حیات‌وحش، تنوع زیستی، ظرفیت ذخیره آب، ترسیب کربن، تولید اکسیژن و … هرگز مورد توجه قرار نمی‌گیرند.

  مخالفان می‌گویند، در صورت تصویب این طرح، معیشت بسیاری از شرکت‌ها و مردم مجاور این جنگل‌ها دچار بحران خواهد شد، این نکته چقدر در طرح مذکور مورد توجه قرار گرفته است؟

من با قطع یک‌باره بهره‌برداری مخالفم، این طرح باید تدریجی و به مرور زمان اجرا شود تا در طول دوره‌ای که ما کاهش بهره‌برداری را اعمال می‌کنیم، زمان لازم برای شرکت‌های بهره‌بردار برای تغییر اساسنامه‌شان به وجود آید. اگر در یک پروسه ده ‌ساله، هرسال ۱۰ درصد از حجم بهره‌برداری کاهش یابد، خودبه‌خود بعد از پایان ده سال، بهره‌برداری نخواهیم داشت. طبق برآورد ما هزینه‌ای که دولت باید در قبال این کاهش حجم بهره‌برداری پرداخت کند حتی به اندازه بودجه یک تیم فوتبال متوسط هم نیست. در مورد کمبود چوب مصرفی هم ۱۰۰ هزار مترمکعب چیزی نیست که دولت قادر به وارد کردن آن نباشد. البته زراعت چوب هم مساله‌ای است که با فکر و برنامه‌ریزی صحیح قابل مدیریت است. گیر کار این‌جاست که هیچ‌یک از شرکت‌های بهره‌بردار و شرکت‌های وابسته به صنایع چوبی، تمایلی برای پذیرفتن این ریسک ندارند و همه این هزینه‌ها خودبه‌خود به سازمان جنگل‌ها تحمیل می‌شود. نکته دیگری که وجود دارد این است که زراعت چوب باید با برنامه‌ریزی مدیریت شود. به‌عنوان مثال هیچ کشاورزی حاضر به رها کردن کشاورزی با سوددهی کوتاه‌مدت و تبدیل آن به زراعت چوب به‌عنوان یک برنامه بلندمدت نیست.

 رد شدن طرح ممنوعیت بهره‌برداری در مجلس، چه مشکلاتی در آینده به وجود خواهد آورد؟

البته طرحی که در مجلس با آن مخالفت شد، توسط سازمان محیط‌زیست ارایه شده بود. در این طرح مقرر بود بهره‌برداری تا ۵ سال کاملا ممنوع شود که یک باید قبول کرد طرح غیر کارشناسی و غیرحرفه‌ای‌ است. این حرکت یک حرکت کاملا انقلابی است که حتی می‌تواند موجب تشدید بحران باشد. سوال این‌جاست که اصلا بعد ۵ سال چه اتفاقی قرار است بیافتد؟ با مشکلات و تبعات اجتماعی که به وجود می‌آید چه باید کرد؟ اگر این طرح تصویب می‌شد قطعا نتیجه آن شکست بود، دیگر حتی طرح کاهش تدریجی برداشت هم قابل اجرا نبود. هم اکنون در شهرستان تالش هر چه بیشتر به سمت بندر آستارا برویم، می‌بینیم که دیگر جنگلی باقی نمانده است، این‌ها مناطقی است که هرگز در آنها طرح نداشته‌ایم، اما به دلیل عدم وجود تعریف کاربری درخور، فشارهای وارد شده موجب از بین رفتن جنگل شده است. هر تصمیم فوری که در این مورد اتخاذ شود می‌تواند موجب دامن زدن تبعات اجتماعی شود.

 وضعیت جنگل‌های شمال در حال حاضر با توجه به حساسیت‌هایی که اشاره کردید، چگونه است؟

تاسف بار! این چیزی نیست که در کوتاه‌مدت از بین رفته و در کوتاه‌مدت هم قابل مدیریت و جبران باشد. با ۵ سال تعطیلی برداشت چیزی تغییر نخواهد کرد. در تمام این سال‌ها، ما به شکننده شدن طبیعت دامن زده‌ایم، تنوع زیستی نابود شده است، این‌ها همگی چیزهایی‌ است که باید روی سالم‌سازی آنها کار شود.

 تاثیر گرمایش جهانی بر تشدید این بحران تا چه اندازه بوده است؟

قطعا تاثیر زیادی داشته است، زمانی که جنگل‌ها توسط عوامل انسانی از پیچیدگی و آمیختگی خارج می‌شوند، اثرات شرایط سخت محیطی بیشتر خواهد شد. هرچه پیچیدگی اکوسیستم‌ها بیشتر باشد، اثر حفاظتی و حمایتی روی خودشان در مقابل عوامل خارجی بیشتر است. بنابراین با دخالت ما معادلات به هم می‌خورد و خودبه‌خود در چنین شرایطی، واژه سیستم در کلمه اکوسیستم تعریف خود را از دست خواهد داد و اثر تغییر اقلیم بیشتر و بیشتر خواهد شد. در این مورد باید تمهیداتی صورت گیرد که موجب افزایش مقاومت توده شود. اکوسیستم‌ها شدیدا مستعد آسیب شده‌اند. اگر دقت کنید خواهید دید درختان شهری همیشه آفت‌زده هستند چراکه در محیط تنک قرار گرفته‌اند. هشدار می‌دهم که بحث تغییر اقلیم، یک مبحث کاملا جدی است و باید در تمام برنامه‌ها لحاظ شود. ما باید ارجحیت اکولوژیکی را در نظر بگیریم.

 بعضی از مقامات تصمیم‌گیر و اجرایی در استان‌های شمالی نظیر استاندار گیلان همواره به بحث توسعه اقتصادی استان تاکید دارند که بعضی فعالان محیط‌زیست دراین‌باره ابراز نگرانی کرد‌ه‌اند که مسایل زیست‌محیطی در تصمیم‌گیری‌های توسعه محور نادیده گرفته شود:

حفظ محیط‌زیست در واقع پایه و اساس توسعه است و اقتصاد و محیط‌زیست روی هم سوار می‌شوند. هیچ کشوری با نابودی منابع طبیعی و محیط‌زیست به توسعه نرسیده است. کسانی که انسان را محور توسعه قرار می‌دهند باید بدانند در چرخه حیات، انسان‌ها بعد از گیاهان قرار می‌گیرند. چراکه ما از نظر اکولوژیکی به گیاهانی وابسته‌ایم که منشا حیات هستند. کل اختلافات ما پیرامون مساله سرمایه طبیعی می‌چرخد که شامل دو بخش است، منابع طبیعی و خدمات طبیعی. تولید اکسیژن، ذخیره آب و … جزو خدمات طبیعی هستند. در واقع ما روی نحوه استفاده از خدمات طبیعی بحث می‌کنیم که منجر به نابودی منابع طبیعی و نهایتا سرمایه طبیعی خواهد شد. تبعات از بین رفتن جنگل‌ها کاملا قابل مشاهده هستند، گرد غبارهای ایجاد شده که نتیجه آن را در فلات مرکزی مشاهده می‌کنیم، بحران آب که می‌رود تا قسمت زیادی از ایران را خالی از سکنه کند، افزایش دوره‌های خشک‌سالی و … همگی چیزهایی‌ است که با ادامه توسعه نابخردانه تشدید خواهد شد. چه لزومی دارد که ما در بهترین مناطق جنگلی خود سد بسازیم، ساختن این سدها در آینده بحران را تشدید خواهد کرد و نه تنها مساله کم‌آبی در کشور حل نخواهد شد بلکه به این مساله دامن می‌زند. از بین رفتن جنگل‌ها و عقب‌نشینی آب‌های شیرین زیرزمینی، نهایتا منجر به شور شدن زمین‌های کشاورزی در استان‌های شمالی خواهد شد. توسعه باید خردمندانه و بر اساس توان مناطق اتفاق بیافتد. باید همین‌جا صراحتا بگویم که سدهایی مانند شفارود در تالش، سد خشکبیجار و پل‌رود تنها باعث از بین رفتن جنگل‌ها و افزایش فشارها خواهد شد که امیدوارم مسوولین در این موارد تجدیدنظر و بازنگری کنند.

 

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 9:43 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و یکم تیر 1393

درصد کمی از مردم نود سال زندگی می کنند،                                                                                   

                           بقیه یک سال را نود بار زندگی می کنند.. 

                                                                  تقویم تقدیر افراد عادی است و تغییر، تدبیر افراد

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 11:54 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هشتم خرداد 1393

بیانیه همایش طبیعت گردی در شمال ایران ...

بنام خدا بیانیه همایش طبیعت گردی در شمال ایران 21 تا 23 خرداد 1393- هتل بزرگ رامسر محورهای همایش:

1- مبانی طبیعت گردی 2- فرصت ها و چالش های طبیعت گردی 3- زیر ساخت ها و سازو کارهای طبیعت گردی 4- طبیعت گردی و مردم محلی 5- طرح های مدیریت جنگل و طبیعت گردی 6- مدیریت شهری و طبیعت گردی جنگلهای خزری شمال ایران، که مساحت آن به کمتر از دو میلیون هکتار کاهش یافته، از نظر تنوع گونه­های جنگلی و دیگر عناصر زیستی موجود در آنها از نمونه­های بسیار با ارزش در مقیاس جهانی به شمار می­روند. استانهای ساحلی شمال ایران، که رویشگاه اصلی این جنگلها هستند، از مقاصد اصلی و قطبهای مهم گردشگری کشور به شمار می­روند. رواج سوداگری زمین، احداث مجتمع­های توریستی و ساخت خانه­های دوم و به ظاهر استراحتگاهی بعد از اشباع اراضی ساحلی و جلگه­ای، اکنون روی به عرصه­های جنگلی آورده و با احداث جزایر توریستی در قلب این جنگلها می­رود که نظام سوداگری زمینهای جنگلی را در این اکوسیستم­های شکننده جاری و ساری سازد. انجمن جنگلبانی ایران با درک پیامدهای این روند و شناسایی اهرمهای پشتیبان عوامل اجرایی آن در صدد برآمد با همکاری موثر شهرداری رامسر و پشتیبانی سایر دستگاه های زیربط همایش فوق را جهت بررسی و ارائه راه کارهای لازم در خصوص چالش های طبیعت گردی در شمال ایران برگزار نماید. کمیته علمی همایش پس از جمع­بندی نظرات و دیدگاه­های کارشناسان و مسئولین منطقه بیانیه­ای را بشرح زیر تدوین کرده و مجدانه خواستار عملیاتی شدن آن می باشد. 1- آمایش سرزمین و اصول کاربری اراضی که سالیان دراز در کشور عملی نشده سبب توسعه بی رویه بخش های مختلف شده که لازم است اقدام فوری در این خصوص صورت گرفته و توسعه پایدار مد نظر قرار گیرد. 2- یکی از مشکلات عمده گردشگری در این منطقه تهدید بهداشت محیط می باشد که لازم است راه کارهای لازم جهت دفع بهداشتی زباله های شهری و روستایی که با حضور گردشگران میزان آن بشدت افزایش می یابد اتخاذ گردد. 3- شیوه فعلی گسترش ویلاسازی و تغییر کاربری اراضی با «گردشگری طبیعی» ناسازگار بوده و باید تمهیدات لازم در جهت جلوگیری از تغییر کاربری اراضی جنگلی و کشاورزی اتخاد گردد و با افزایش بهره وری از زیرساخت های موجود وضعیت کنونی مدیریت و هدایت گردد. 4- ایجاد امکانات اقامتی و زیر ساخت های متناسب با درآمد اقشار مختلف مردم در منطقه با استفاده از جغرافیای زیست محیطی بطوریکه معماری و هندسه فضایی آنها با شرایط طبیعی محل احداث سازگاری داشته باشد. 5- آموزش فرهنگ گردشگری در رسانه ملی و مراکز آموزشی در سطوح مختلف از جمله گردشگران، راهنمایان گردشگری و دست اندرکاران مربوطه جدی تلقی شده و در این راستا ایجاد رشته های مرتبط با گردشگری و تربیت نیروهای متخصص مورد توجه قرار گیرد. 6- هدایت گردشگران در عرصه های طبیعی بصورت کنترل شده انجام شود که فشار وارده بر این عرصه ها خارج از توان اکولوژیک آنها خارج نباشد. 7- گردشگری طبیعی و استفاده از سایر کارکردهای جنگل با توجه به قابلیت های اختصاصی هر اکوسیستم در طرح های جنگلداری در نظر گرفته شود و در این خصوص برنامه ریزی های لازم صورت پذیرد. 8- با توجه به آداب و رسوم متفاوت مردم محلی و تنوع فرهنگ بومی می توان با توانمندسازی مردم محلی، گردشگری روستایی و ییلاقی را تقویت نمود به شکلی که آثار آن در اقتصاد و معیشت جوامع محلی ملموس و مشهود باشد تا از فشار نقطه ای بر مناطق گردشگری فعلی کاست. 9- روند فعلی گردشگری که مبتنی بر متقاضی محوری است به برنامه محوری تبدیل شود و برنامه ریزی بر اساس ظرفیت های طبیعی و انسانی صورت گرفته و بر این اساس هدایت گردد. 10- از ظرفیت تشکل های محلی در تصمیم گیری و اجرای برنامه های گردشگری طبیعی استفاده شده و این تشکل های محلی تقویت و حمایت شوند. 11- تعیین پتانسیل های گردشگری در مناطق مختلف از نظر محیطی و اجتماعی و امکانات گردشگری جهت برنامه ریزی اصولی و هدایت گردشگران امری ضروری است. 12- انجام بررسی های لازم و فراهم آوردن مقدمات برنامه ای و قانونی به شکلی که طبیعت گردی و مشارکت مردم بخصوص روستاییان و مردم محلی که در عرصه اصلی گردشگری زندگی می نمایند فراهم گردد. در این راستا برای آموزش و توانمندسازی مردم برنامه ریزی و سرمایه گذاری لازم توسط نهادهای ذیربط عملی گردد. 13- لازم است با تشکیل کارگروهی از متخصصین مربوطه سیاست ها و راهبردهای طبیعت گردی در جنگلهای شمال ایران با توجه به دستاوردهای این همایش تهیه و پس از طی مراحل لازم به تصویب رسیده و اجرایی گردد. 14- پیشنهاد می گردد مناطق بخصوصی به منظور اجرای طرح های پایلوت گردشگری در چند نقطه استان تعیین شده و سیاست ها و برنامه های مورد نظر در این مناطق بصورت الگو پیاده و در صورت اطمینان از نتایج مورد نظر، توسعه یابد. 15- لازم است برنامه ریزی ها در جهتی باشد که از افزایش بی رویه قیمت زمین و ویلاسازی با هدف سودجویی جلوگیری شود و سرمایه­گذاری­ها به سمت گردشگری طبیعی صحیح هدایت گردد. 16- کمیته ای برای پیگیری بندهای بیانیه و پایش گردشگری استان با محوریت انجمن جنگلبانی ایران زیر نظر استانداری های شمال کشور تشکیل گردد تا موضوعات مطرح شده را پیگیری نموده و اقدامات انجام شده را گزارش نماید.

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 17:24 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393

با نگاهی دیگر به امر حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست بنگریم...

پرفسور علی یخکشی

در ادوار تاریخ مسوولان کشوری به منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست بر حسب شرایط؛ مختلف مینگریستند. در کتاب اوستای زرتشت حفاظت از منابع طبیعی تجدید پذیر ( آب ،خاک ، هوا و جنگل) بسیار مهم و از وظایف دینی بوده است. در اوستا حفاظت از حیوانات نیز توصیه شده و اگر کسی حیوانی را آزار بدهد یا به آنها آب و غذا ندهد میتوانست تا به صد ضربه شلاق محکوم شود. اهورا مزدا مردمی را خوشبخت می دانست که محیط زیست را سالم نگه دارند، مناطق لم یزرع را به مناطق کشاورزی تبدیل کنند و درختان مثمر بکارند. ما ایرانیان با روز درختکاری از همان زمان آشنا شدیم. به تبعیت از رهبر دینی، رهبران سیاسی وقت هم به این امر توجه خاصی مینمودند. کوروش و داریوش پادشاهان هخامنشی خود نیز در روز درختکاری درخت میکاشتند و به فرمانداران خود در ولایات دستور میدادند تا در این زمینه اقداماتی بعمل بیاورند. خشایار شاه پادشاه هخامنشی اولین منطقه حفاظت شده جهان را در آسیای صغیر بوجود آورد و حفاظت از آن را بدست گارد سلطنتی خود سپرد.

هرودود مورخ یونانی، در کتاب خود که در هنگام لشگر کشی اسکندر مقدونی به ایران به رشته تحریر در آمد، می نویسد ایرانیان سعی زیادی بر آن دارند تا آب ، خاک و هوا را آلوده نسازند.

گابریل و بوبک، دو پژوهشگر اتریشی در کتب خود نوشتند که ایرانیان قدیم برای جنگل و درخت احترام خاصی قائل بودند. به عقیده آنان، ایرانیان فکر می کردند که روح افراد خوب،پس از مرگ به درون درختان هلول مینماید تا زندگی جاودانه یابد و در جایی دیگر مینویسند احترام خاص ایرانیان به جنگل و درخت بخاطر آن بوده است چون زندگی خود را در زندگی یک درخت منعکس می دیدند، زیراکه بذر درخت به زمین می افتد، در دل خاک جای می گیرد و بدین صورت نطفه بسته میشود و آنگاه از دل خاک نونهالی همانند نوزاد انسانی بیرون می آیدو در زیر سایه درختان مادری و پدری رشد و نمو می کند و در مقابل سرما و گرما حفاظت می شود تا روزی که جوانی برومند و تنومند گردد آنوقت او هم مانند پدران و مادران خود به زندگی مسقلی ادامه میدهد، تا زمانیکه پیر و فرتوت شده و جسم آن همانند انسان در خاک فرو رود.

از دوره ساسانیان هم آشنا هستیم که روز درختکاری رواج داشت و پادشاهان ساسانی هم در آن روز درخت غرص می کردند. داستان انوشیراون ساسانی و مرد پیر را خیلی از ما می دانیم. انوشیروان مرد مسنی را می بیند که نهال گردو می کاشت و از او می پرسد آیا فکر میکنی آنقدر زنده می مانی که بخواهی از محصول این درخت استفاده کنی؟ مرد مسن پاسخ داد:خیر دیگران کاشتند ما خوردیم و ما میکاریم تا دیگران از آن بهره مند شوند. این همان اصل توسعه پایدار هست که امروزه سازمان ملل به نام خود ثبت نموده و رعایت آنرا به همه مردم و مسوولان کشورهای جهان توصیه مینماید.

دین مبین اسلام هم به حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست و حمایت از حیوانات توجه ویژه ای دارد. از پیامبر اسلام حدیثی هست که می فرماید شکستن شاخه درختان همانند شکستن بال فرشتگان هست. و یا در جای دیگر می فرمایند: اگر روزی که صحرای محشر برپا میشود و در آن روز نهالی در دست داشته باشم ابتدا آنرا می کارم و سپس حاضر می شوم. امام علی امام اول شیعیان، می فرمایند که از شتران باردار کار نکشید. آب را ما شیعیان مهریه حضرت فاطمه زهرا می دانیم که نباید آنرا آلوده سازیم. امام هشتم امام رضا را ضامن آهو بعنوان حافظ حیوانات می شناسیم و در قرآن هم سوره های فراوانی هست که نام آنها برگرفته از طبیعت ویا حیوانات می باشد. در رابطه با توسعه پایدار خداوند در قرآن می فرمایند: ای بشر، زمین را به امانت به دست تو می سپارم تا از نعمات آن بهره مند گردی مبادا تخریبش کنی و در پایان به همان صورت که از من تحویل گرفتی آنرا به من برگردانی.

در اروپا تا قرون وسطی به جنگل، خرابه می گفتند که محل زندگی اجنه و ارواح خبیثه هست. بسیاری از دولت مردان و حتی رهبران دینی، مردم را توصیه میکردند که جنگل را به زمین کشاورزی تبدیل کنند. معتقد بودند که تبدیل جنگل به اراضی کشاورزی اجر دنیوی و اخروی دارد. بهمین دلیل در قرون وسط بیش از سی میلیون هکتار از جنگلهای آلمان به اراضی کشاورزی تبدیل شد. در دوران اشرافیتی اروپا جنگل شکارگاه سلاطین و اشراف بود و بهمین دلیل در پی آن برخواستن تا از تخریب بیشتر جلوگیری بعمل آورند. با ایجاد صنایع، جنگل محل پرورش دام گردید تا از پشم آن در ریسندگی و بافندگی استفاده شود و به همین دلیل هم ارزش مضاعف پیدا نمود. با ازدیاد جمعیت و توسعه صنعت کشتی سازی بخصوص در هلند، اروپای جنوبی و انگلستان؛ ارزش جنگل از لحاظ تولید چوب اهمیت خاصی پیدا کرد.

با تخریب بیش از حد جنگلهای اروپا و تغییرات آب و هوایی، بسیاری از دانشمندان در رابطه با تغییرات آب و هوایی و جاری شدن سیل اعلام خطر نموده و از سیاستمداران کشوری خواستار آن شدند تا از تخریب جنگل جلوگیری شود، ولی تا آن موقع هیچکدام از رهبران سیاسی و رهبران دینی، به اهمیت حفاظت از منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست توجه نمی نمودند. برای اولین بار در قرن نوزدهم، آقای فون هاگن آلمانی، اصل توسعه پایدار را که آن زمان اصل مستمر نامیده میشد به صورت زیر تعریف نمود:

" از جنگل باید حداکثر آنقدر برداشت نماییم که سالانه می روید و آنرا حداقل به آن صورتی که از گذشتگان دریافت کرده ایم ،آنرا تحویل آیندگان بدهیم". این جملات به عنوان کلمات طلایی فون هاگن معروف شده است.

قوانین تصویب شده در اروپا بیشتر جنبه منع و تنبیهی دارد و برخلاف ایران قدیم و دین اسلام، حالت توصیه ای و تشویقی درآن دیده نمی شود. در ایران با تشکیل دایره جنگلبانی در وزارت فلاحت و فواید عامه که بوسیله فون هاگن آلمانی(فرزند فون هاگن معروف) و شریکر تاسیس شد، بیشتر فعالیتها در حفظ منابع طبیعی تجدید پذیر بسوی تدوین قوانین بازدارنده و مجازاتی بوده و گارد جنگل هم برای اجرای این قوانین بوجود آمد. در سال 1342 که جنگل ها و مراتع کشور ملی اعلام گردیدند، در اهداف قوانین تغییراتی بوجود نیامد و به دیگر امور مهم در امر حفاظت همانند فرهنگسازی و مشارکت مردم، توجهی نشد. تا این ایام مالکینی که مالکیت خود را بر جنگل در اداره ثبت و اسناد به ثبت رسانیده بودند از کلمه مرتع مشجر به جای جنگل استفاده نموده بودند و این امر نشان از آن دارد که در ایران جنگل تا آن زمان بعنوان چراگاه دام و از منابع چوبی آن برای سوخت و ساخت و ساز استفاده میگردید. در سال 1353 کتابی تحت عنوان " ارزش اقتصادی و اجتماعی جنگل" را در سلسه انتشارات دانشگاه تهران بچاپ رساندم و برای اولین بار درایران به دیگر ارزشهای جنگل بخصوص در زمینه حفاظتی، زیست محیطی، فرهنگی و اجتماعی به تفصیل پرداختم.

در هنگام تحصیل در اروپا، با این جمله از ویل هرن، پادشاه آلمان برخورد نمودم که گفته بود: " از بس به درخت و جنگل فکر کردیم، مردم لابلای درختان را از یاد بردیم." این حرف بسیار پرمعنی از نظر جامعه شناسی و روانشانسی روستایی (جنگل معمولا در مناطق برون شهری و مناطق روستایی قرار دارد) در من اثری عمیق گذاشت و در تمام ایام تحصیل در مقاطع لیسانس، فوق لیسانس، دکترا و فوق دکترا فکر مرا بخود معطوف نموده بود بطوریکه در آغاز کار در سال 1347 در ایران تصمیم گرفتم تا پروژه تحقیقاتی تحت عنوان بررسی مسایل اجتماعی و اقتصادی مردم جنگل نشین و اثرات آن بر روی جنگل را به مرحله اجرا در آورم. حاصل این کار چند ساله در سال 1351 در سلسله انتشارات دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران به چاپ رسید. در آن پروژه با نگاهی دیگر به امر حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست نگریستم و حاصل نوشته بیش از صد صفحه کار تحقیقاتی را می توانم در جملات زیر خلاصه نمایم که در پایان آن کار تحقیقاتی آورده شده بود:

" با داشتن بهترین تشکیلات در سازمان های جنگل و حفاظت محیط زیست، بهترین قوانین، بیشترین اعتبارات و مجربترین کارشناسان نمی توانیم منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست کشور را به نحو احسنت اداره کنیم و بر مبنای اصل توسعه پایدار، حفاظت و بهره بردای نماییم و سطح آنرا توسعه دهیم، جز تا زمانیکه فرهنگ زیست محیطی را در کل جامعه به حد کافی اشاعه ندهیم و با فقر مادی و فرهنگی مردم و بخصوص روستاییان مبارزه نکنیم." پس از گذشت چهل سال از چاپ آن نوشته، متاسفم که امروز هم باید همان جملات را تکرار نمایم زیراکه کارنامه سبزی از منابع طبیعی تجدپذیر و محیط زیست کشور در جلوی خود نداریم. امروز می توانم به جملات فوق مطلب زیر را اضافه نمایم:

" استفاده ننمودن از متخصصان باتجربه و مدیران قدر و نیز مشارکت ندادن مردم در امر حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست از دیگر مشکلاتی است که باعث آن می شود منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست ما، روز به روز در شرایط بدتری قرار بگیرد. پروژه بین المللی مدیریت تلفیقی جهت حفظ جنگلهای خزری با مشارکت مردم که بوسیله نویسنده بین سالهای 80 تا 85 درمنطقه یخکش مازندران به مرحله اجرادرآمد، نشان میدهد که به کمک اشاعه فرهنگ زیست محیطی، مشارکت دادن مردم در امر حفاظت و نگهداری از منابع طبیعی تجدید پذیر و محیط زیست و اجرای طرح های جامع ( نه فقط طرح جنگلداری) با همکاری بین سازمانی؛ می توان سریعتر به هدف رسید و محیط زیست را مطمئنتر و حتی ارزانتر حفاظت نمود. با آنکه از نظر حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست یک قدمت تاریخی سه هزار ساله داریم، ولی متاسفانه امروز جزء ده کشور اول جهان هستیم که محیط زیست را آلوده می سازد، با آنکه جزء ده کشور پرجمعیت و اقتصاد قوی جهان نیستیم.

امید است در دولت جدید با فقر زدایی مادی بطور جدی مبارزه شود و ارگانهای زیر ربط همانند سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان جنگلها،مراتع و آبخیزداری، وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش، وزارت ارشاد، صاحبان رسانه های دسته جمعی و سازمانهای غیر دولتی دست به دست هم داده و در سطح وسیع به اشاعه فرهنگ زیست محیطی با مشارکت مردم پرداخته و آنرا از وظایف ملی و شرعی خود محسوب بدارد.

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 13:11 |  لینک ثابت   • 

شنبه نهم فروردین 1393

جنگل های هیرکانی (خزری)...

جنگل های خزری که به جنگل های شمال معروف است یکی از نواحی رویشی پنج گانه ایران محسوب می شود که با مساحت 1/85 میلیون هکتار ( 185 هزار کیلومتر مربع ) در نیم رخ شمالی رشته کوه البرز و در استان های گیلان و مازندران و گلستان واقع است و 13 درصد  جنگل های کشور را شامل می شود . این جنگل ها از آستارا در شمال غربی استان گیلان تا گُلی داغ در شرق استان گلستان به طول تقریبی 800 کیلومتر و عرض 20 تا 70 کیلومتر امتداد دارد . قدمت جنگل های شمال به بيش از يک ميليون سال قبل برمی گردد و دارای 90 گونه درختی ، 211 گونه درختچه ای ، 1558 گونه علفی و بوته ای ، 340 گونه پرنده ( 61 درصد پرندگان ایران ) و 47 گونه پستاندار است . درختان مَمْرَز ( 30 درصد )  و  راش(23/63 درصد ) فراوان ترین گونه های درختی موجود در جنگل های شمال اند و اَنْجیلی (10/54 درصد)، خُرْمَندی (8/5 درصد)، بلوط (7/65 درصد)، تُوسکا (4/9 درصد)، پَلَت (2/73 درصد)، شيردار(1/54 درصد)، نَمْدار (1/03 درصد)، وَن (0/49 درصد) در رتبه های بعدی قرار دارند . همچنین گونه های با ارزشی همچون سفیدپَلَت ، ’سرْخْدار ، شِمْشاد ، بارانَک ، گیلاس جنگلی ، زَرْبین در این جنگل ها وجود دارد . جنگل های شمال به دلیل تراکم بالای درختان و قابلیت تولید چوبِ بالا ، تنها عرصه جنگلی کشوراست که می توان بارعایت موازین علمی و بدون تخریب جنگل، ازآن چوب برداشت کرد.

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 19:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوم فروردین 1393

طلای سبز...

طلای سبز هیرکان، گنج با ارزش ایران...

جنگل­ها به عنوان یکی از با ارزش­ترین نعمت­های خدادادی که تکیه‌گاه استواری برای تداوم و ارتقای زیست جانوران به ویژه انسان­ها هستند. جنگل­های شمال ایران با تنوع گونه­ای و ژنتیکی بسیار فراوان و ارزشمند، یادگار دوران سوم زمین­شناسی یعنی بیش از یک میلیون سال قبل است، جنگل های خزری که به جنگل­های شمال معروف است یکی از نواحی رویشی پنج­گانه ایران محسوب می­شود که با مساحت 85/1 میلیون هکتار (18500 کیلومتر مربع) در نیم رخ شمالی رشته کوه البرز و در استان­های گیلان، مازندران و گلستان واقع شده است که 13 درصد جنگل­های کشور را شامل می­شود. این جنگل­ها از آستارا در شمال غربی استان گیلان تا گلی­داغ در شرق استان گلستان به طور تقریبی 800 کیلومتر و عرض 20 تا 70 کیلومتر که ارتفاع از سطح دریای آن تا 2800 متر نیز امتداد دارد. میانگین بارندگی سالانه آن، حداکثر 2000 میلی­متر (در غرب) و حداقل 600 میلی­متر (در شرق) می­باشد. جنگل­های هیرکانی دارای 90 گونه درختی، 211 گونه درختچه­ای و 1558 گونه علفی و بوته­ای می­باشد.

اما امروزه جنگل­های شمال کشور عزیزمان ایران حال و روز خوبی ندارند، متاسفانه همه ساله سطوح بسیار زیادی از جنگل­ها بر اثر عوامل متعدد از بین می­روند، در میان عوامل نابودی جنگل­ها، ناآگاهی از خواص و ارزش­های زیست محیطی این منابع گران­بها تاثیرات زیان باری را به همراه دارد که روزانه شاهد از بین رفتن هکتارها از این طلای سبز کشور هستیم.

حفظ، احیاء و توسعه‌ی جنگل­ها را باید دریابیم تا روند فزاینده تجاوز و تخریب جنگل­ها کاهش یابد. پوشش گیاهی به ویژه درختان در کاهش آلودگی­های ناشی از سوخت واحدهای صنعتی، خودروها و... تاثیرات به سزایی دارند، جنگل­ها با انجام عمل فتوسنتز از منابع مهم تولید اکسیژن می­باشند، به طوری که هر هکتار جنگل سالانه 2/5 تن اکسیژن تولید می‌کند که معادل اکسیژن مورد نیاز دست کم 10 نفر است. درختان و درختچه­ها به دلیل دارا بودن رنگ­های مختلف برگ در فصول مختلف چشم‌انداز طبیعی و زیبایی را در برابر دیدگان قرار می­دهند. از جمله عوامل بسیار مهم که امروزه گریبان­گیر جنگل­های شمال و نیز باعث تخریب جنگل­ها شده، بی توجهی گردشگران و مسافرین بوده که بعد از گذراندن اوقات فراغت خود در جنگل­ها و یا پارک­های جنگلی زباله­های خود را جمع­آوری نمی­کنند و در جنگل باقی می­گذارند و همچنین خاموش نکردن آتش در جنگل­ها (خصوصا در فصل برگ­ریزان) گاهی اوقات شاهد آتش­سوزی­های جبران‌ناپذیری هستیم که عامل کاهش و از بین رفتن جنگل­ها محسوب می­شوند.

امروز نیز شاهد بیماری­ها، آفات و قارچ­هایی که باعث نابودی هکتارها جنگل با ارزش شمال ایران (هیرکانی) شده­اند هستیم، که مساحت قابل توجهی از جنگل­های ما را در بر گرفته، یکی از گونه­های با ارزش و بومزاد (اندمیک) جنگل­های شمال ایران شمشاد با نام  علمی Buxus hyracana را از بین برده و این خسارت جبران ناپذیر در گرو حفظ، حمایت و حفاظت از این گنجینه با ارزش است. با این شرایط می­توان گفت که جنگل­ها به سرعت در حال نابودی هستند و از همین حالا باید دست در دست هم دهیم و از نابودی این طلای سبز جلوگیری کنیم تا نسل­های آینده نیز از این گنجینه با ارزش بهره­مند گردند و این طور نباشد که فقط آلبوم عکسی از جنگل­های شمال ایران برای آیندگان باقی بماند. به امید روزی که همه مردم دلسوز و حامی این منابع با ارزش در تمام نقاط کشور باشند.

تقدیم به تمام قرقبانانی که می­روند تا با لباس­های عرق کرده و گل آلود خویش به لباس­های تمیز و سفید دیگران شرافت بخشند.

با تشکر – حامد زال نژاد ( کارشناس ارشد جنگلداری )

 

 

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 11:12 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم آبان 1392

انجيلي...

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 18:28 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم آبان 1392

به نام خداوند و بخشنده ی مهربان

انجیلی عروس جنگل های هیرکانی ( شمال ) در پاییز

درخت انجیلی با نام علمی (Parrotia persica) که معروف به درخت آهن یا چوب آهن (Iron tree ، Iron wood) است ، از خانواده ی (Hamamelidaceae) بوده .

نام علمی جنس انجیلی به افتخار گیاه شناس فرانسوی Parrot  نامگذاری شده است .

انجیلی از درختان پهن برگ خزان کننده و اندمیک ( انحصاری ) جنگل های خزری است ، که در آستارای جمهوری آذربایجان و لنکران و در جنگل های شمال از سواحل آستارا تا گلی داغی گرگان انتشار دارد و از جلگه های ساحلی دریاری خزر تا ارتفاعات میان بند گسترش دارد و همچنین در بعضی از مناطق مانند : کلاردشت تا ارتفاع 1400 متر از سطح دریای آزاد دیده می شود .

انجیلی درخت کهن باقی مانده دوران سوم زمین شناسی محسوب می گردد که در عصر یخبندان با گسترش یخچال های قطبی در بخش وسیعی از جنگل های مدیترانه از بین رفت و تنها دامنه های البرز پناهی شد برای بقای آن .

کارشناسان معتقدند درخت انجیلی به علت اینکه فراوانی زیادی دارد ، چندان مورد توجه نیست ، در صورتی که این درخت از مناسبترین درختان برای پارک ها و فضای سبز شهری و همچنین جذب توریست در جنگل های ما بوده که باید بیش از پیش از آنها بهره گرفت .

انجیلی درختی است زیبا با قامتی بلند که ارتفاع آن به 25 متر هم می رسد ، برگهای انجیلی بیشترین توجه را به خود جلب می کند ، از نیمه های پاییز با تغییر رنگ خارق العاده برگ ها به رنگ های صورتی ، قرمز ، حنایی ، نارنجی ، سبز کمرنگ ، زرد و ... شاهد زیبایی خیره کننده آن هستیم که زینت بخش جنگل های شمال کشور در فصل پاییز است . آنچه از رنگ های پاییزی در جنگل وجود دارد همگی به زیباترین حالت در قامت انجیلی ظهور می شود ، چنانچه زیبایی این درخت ، هر رهگذر صاحب بصیرت را به تآمل و تحیر وا می دارد .

حتی در زمان عریانی درخت ، به واسطه ی در هم تنیدگی و قدرت جوش خوردن دو شاخه به یکدیگر و به وجود آمدن اشکال عجیب و غریب و فانتزی چشم انداز بسیار زیبایی در فصل زمستان را به وجود می آورد .

از خصوصیات دیگر این درخت مقاومت بالای آن در برابر آفات ، بیماری ها ، خشکسالی ، با د و حتی آلودگی ها و تنش های شهری است و همچنین مقاومت زیا دی در برابر آتش دارد که در شمال کشور چوب این درخت بیشتر برای تهیه ی ذغال و مصارف تونلی مورد استفاده قرار می گرفت ولی هم اکنون در صنایع فیبر و سلولز نیز استفاده می گردد .

از نظر دارویی برگ های درخت انجیلی دارای انواع تانن ها بوده و به عنوان قابض و تنگ کننده مجاری عروق به کار می رود .

همه ی این مسایل باعث شده که درخت انجیلی  (Parrotia persica) به عنوان یکی از گونه های نادر و زینتی جهان شناخته و ثبت شود .                                                                                                                                                                                                                                                                                      

                                                                                                                           

  تهیه و تنظیم : حامد زال نژاد                                        

   کارشناس ارشد مهندسی منابع طبیعی - جنگلداری

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 18:18 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم آبان 1392

چهار باغ ( جاي دوستان خالي)

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 18:0 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوازدهم آبان 1392

جنگل هاي ارسباران ...

نوشته شده توسط حامد زال نژاد در 17:49 |  لینک ثابت   •